تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
حافظ - بديهى است در اوايل امر بىبى دلتنگ و غضبناك شد ولى عاقبت امر اصلاح شد چون ديد خليفه حكم به حق نموده از آنها راضى شد و با كمال رضايت از دنيا رفت ؟ ! .

تا دم مرگ فاطمه ( ع ) از ابى بكر و عمر راضى نبود

داعى - اگر امر چنين است پس چرا اكابر علماء خودتان بر خلاف اين معنى مىنويسند مانند بخارى و مسلم دو عالم موثق در صحيحين خود نوشته‌اند فوجدت اى فغضبت فاطمة على ابى بكر فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت فلما توفيت دفنها زوجها علىّ ليلا و لم يؤذن بها ابا بكر و صلّى عليها « 1 » . و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفاية همين خبر را نقل نموده و نيز ابو محمّد عبد اللّه بن مسلم بن قتيبه دينورى در ص 14 الامامة و السياسة آورده كه فاطمه سلام اللّه عليها در بستر بيمارى بابى بكر و عمر فرمود انّى اشهد اللّه و ملائكته انكما اسخطتمانى و ما ارضيتمانى لئن لقيت النبى لاشكونّكما « 2 » . و نيز در همان كتاب نوشته است غضبت فاطمة من ابى بكر و هجرته الى ان ماتت « 3 » . در مقابل اين اخبار - اخبار و احاديث ديگرى در كتب معتبره شما بسيار ثبت است كه آقايان بيطرفانه و منصفانه قضاوت كنيد و طريقه جمع بين اين اخبار را براى دعاگو بيان نمائيد .

اذيت فاطمه اذيت خدا و پيغمبر است

از قبيل خبر معروفى كه عموم علماء خودتان مانند امام احمد در مسند و سليمان قندوزى در ينابيع المودة و مير سيد على همدانى در مودة
هامش
( 1 ) وجد در لغت چنان كه فيروزآبادى در قاموس گويد به معناى خشم و غضب است يعنى فاطمه ( ع ) در حال خشم و غضب ابى بكر را ترك نموده و بر او غضبناك ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود آنگاه امير المؤمنين على عليه السّلام بر او نماز گذارد و شبانه دفنش نمود و ابى بكر را اعلام نداد كه بر جنازه حاضر شود و نماز بر جنازهء بىبى بگذارد . چنانچه بخارى در ص 9 ضمن جزء پنجم صحيح باب غزوه خيبر و نيز در ص 87 جلد هفتم در باب قول النبى لا نورث ما تركناه صدقه نقل نموده است كه فهجرته فاطمة فلم تكلمه حتى ماتت . ( 2 ) خدا و ملائكه را شاهد و گواه ميگيرم كه شما دو نفر ( ابى بكر و عمر ) مرا بسخط آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد اگر پيغمبر را ملاقات كنم شكايت شما را خواهم نمود . ( 3 ) غضبناك شد فاطمه از ابى بكر و ترك نمود او را به همين حال غضب تا زمان مرگ .