تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
الى نفسه يعنى چون على در اين قضيه ذى نفع است و جرّ نفع بسوى خود مينمايد لذا شهادتش مردود است . گذشته از اهانتها و كنايات بسيارى كه در مجلس حضورا و غيابا ابراز نمودند كه ببعض از آنها قبلا اشاره نمودم و ديگر نميخواهم در جزئيات مطلب وارد شوم . همين قدر عرض ميكنم آيا شما راضى ميشويد بشنويد به مثل مولاى متّقيان امير المؤمنين عليه السّلام شخصيّت بزرگى كه دنيا را سه طلاق نموده و بىاعتناترين اشخاص به دنيا بوده و اعمال و رفتارش مورد تصديق دوست و دشمن بوده دنيا طلب و بلكه بالاتر كلماتى بگويند كه زبانم ياراى گفتن ندارد كه در كتابهاى خودتان نوشته‌اند . خلاصه با جملهء ( انّه يجر النفع الى نفسه ) بمردم القاء و تزريق كنند كه ممكن است على چون در اين قضيه ذى نفع است بنفع عيالش ( العياذ باللّه ) شهادت دروغ بدهد لهذا شهادتش قابل قبول نيست خداوند شهادت او را مورد قبول قرار داده ولى عدّه‌اى مردم بازيگر رد نمودند ! ؟ . آيا اين بود نتيجهء نزول آيات قرآنى و توثيق مقام ولايت و توصيه و سفارشات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء على بن أبي طالب عليه السّلام .

درد دلهاى على عليه السّلام

كه آن قسم آزار و اذيتش نمايند كه در خطبه شقشقيّه درد دل مىكند و ميفرمايد صبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى « 1 » اين دو جمله از فرمايش آن حضرت كنايه از شدت غم و غصه و اندوه و مرارت صبر و الم بوده است . بىخود نبوده كه ميفرمود و اللّه لابن أبي طالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه « 2 » . آن قدر دل پردردى داشت و از زندگانى سير كه وقتى اشقى الاولين و الآخرين عبد الرحمن بن ملجم مرادى شمشير زهر آب داده را بر فرق مباركش زد در محراب
هامش
( 1 ) صبر نمودم مانند آدمى كه در چشمش خار و خاشاك و در گلويش استخوانى مانده باشد . ( 2 ) به خدا قسم پسر ابو طالب انس و علاقه‌اش به مردن بيشتر است از بچه رضيع بپستان مادر .