قسمت مىشود سهم خدا و پيغمبر و ذوى القربى به امام ميرسد و در غيبت امام به نايب الامام كه مجتهد فقيه عادل باشد داده مىشود كه بمصالح شايسته مسلمين كه صلاح بداند مىرساند و سه سهم ديگر مخصوص ايتام و محتاجان و ابن السبيل بنى هاشم از عترت طاهره مىباشد ولى بعد از وفات رسول اللّه اين حق را از بنى هاشم سلب نمودند چنانچه اكابر علماء شما مانند جلال الدين سيوطى در جلد سيم درّ المنثور و طبرى و امام ثعلبى در تفسير كشف البيان و جار اللّه زمخشرى در كشّاف و قوشچى در شرح تجريد و نسائى در كتاب الفىء و ديگران همگى اقرار به اين معنى دارند كه اين بدعت بعد از رسول خدا بدست سياستمداران باهوش براى پيشرفت مقاصد خود عملى شد ؟ ! ! .
حافظ - آيا شما حق رأى و نظر را براى مجتهد جائز نميدانيد قطعا خليفه ابى بكر و عمر رضى اللّه عنهما براى كمك بمسلمين اجتهادا إعمال نظر نمودند ! ! ! .
داعى - بلى رأى مجتهد مجاز است ولى نه در مقابل نصّ آيا شما رأى و نظر خليفه ابى بكر و عمر را در مقابل آيه و عمل رسول اللّه قرار ميدهيد آيا انصافا جائز است .
خدا و پيغمبر حكمى نمايند ولى خليفه پيغمبر صلاح امت را بهتر بداند و اجتهاد در مقابل نص نمايد شما را به خدا انصاف دهيد آيا نظر خاصى در اين كارها نبوده ؟ قطعا هر انسان عاقل بىطرفى اگر بررسى و توجه دقيق نمايد به آن دستگاه سوء ظن قوى پيدا مينمايد و ميفهمد قضايا خيلى ساده نبوده بلكه هدف بيچاره نمودن خاندان پيغمبر بوده است ؟ .
خدا على ( ع ) را شاهد پيغمبر ( ص ) قرار داده
علاوه بر اينها خداوند على عليه السّلام را شاهد و گواه پيغمبر قرار داده و در آيه 20 سوره 11 ( هود ) صريحا ميفرمايد
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ
« 1 » .
حافظ - آنچه در نظر دارم مراد از صاحب بيّنه رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم و شاهد او قرآن كريم مىباشد شما با چه دليل و برهان شاهد را بعلى كرم اللّه وجهه تعبير نموديد .
هامش
( 1 ) آيا پيغمبرى كه از جانب خدا دليلى روشن ( مانند قرآن ) دارد با گواهى صادق ( مانند على كه به تمام شئون وجودى گواه صدق رسالت است ) .