داعى - دعاگو كوچكتر از آنم كه قدرت و جرأت نموده تصرف در آيات قرآن يا تفسير برأى نمايم بلكه عترت و اهل بيت پيغمبر كه عديل القرآنند بما رساندند كه مراد از شاهد و گواه على عليه السّلام مىباشد .
علاوه علماء و مفسّرين چنين نقل نمودهاند قريب سى حديث از اكابر علماء خودتان مانند امام ابو اسحاق ثعلبى سه حديث در تفسيرش نقل نموده و جلال الدين سيوطى در درّ المنثور از ابن مردويه و ابن ابى حاتم و ابو نعيم نقل نموده و نيز ابراهيم بن محمّد حموينى در فرائد السمطين بسه سند و سليمان بلخى حنفى در باب 26 از ثعلبى و حموينى و خوارزمى و ابو نعيم و واقدى و ابن مغازلى از ابن عباس و جابر بن عبد اللّه و ديگران نقل مينمايند و حافظ ابو نعيم اصفهانى بسه طريق و طبرى و ابن مغازلى فقيه شافعى و ابن ابى الحديد معتزلى و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در باب 62 كفايت الطالب و بسيارى ديگر از علماء شما اين عقيده را دارند و بمختصر تفاوتى در الفاظ و عبارات نوشتهاند كه مراد از شاهد در اين آيه على بن أبي طالب عليه السّلام است و خطيب خوارزمى در مناقب گويد از ابن عباس پرسيدند مراد از شاهد كيست گفت هو على يشهد للنبىّ و هو منه او على است كه شهادت براى پيغمبر داده و آن ( بزرگوار ) از پيغمبر است .
پس بنابر دلائل و اخبار معتبره كه اكابر علماء خودتان تصديق دارند بر امت واجب بوده است قبول شهادت على را كه خداوند او را شاهد بر پيغمبر قرار داده .
همان قسمى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى خزيمة بن ثابت مزيّتى قائل شد كه شهادت او را برابر دو نفر قرار داد و ذو الشهادتين خواند خداى متعال هم در اين آيه مزيّتى براى على قائل شده در بين مسلمين كه او را شاهد و گواه بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرار داد علاوه بر آنكه به حكم آيه تطهير على عليه السّلام معصوم و خالى از هر خطاء بود هرگز شهادت دروغ براى جلب منافع نميداده .
نميدانم چگونه جرأت كردند و بچه ملاك شرعى شهادت او را رد نمودند بلكه اهانت هم نمودند و در موقع رد شهادت گفتند شهادت على قبول نيست لانّه يجر النفع
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 696
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٦٩٦