وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ
« 1 » . تا افراد و ذرارى آن حضرت تا قيامت در رفاه و آسايش باشند و احتياجى برعاياى خود پيدا ننمايند ولى بعد از وفات آن حضرت از اين جهت هم عترت و اهل بيت آن حضرت را تحت فشار قرار دادند خليفه ابى بكر باتفاق هم دستان خود حق خمس واضح ثابت را از آنها سلب نمودند و گفتند خمس بايد به مصرف تجهيزات جنگى و خريد اسلحه و لوازم حرب برسد فلذا دست آنها از همه جا كوتاه شد چه آنكه صدقات بر آنها حرام بود خمس حق ثابت مسلّم را هم از آنها منع نمودند چنانچه امام شافعى محمّد بن ادريس در ص 69 كتاب الامّ در اين باب گويد و امّا آل محمد الذين جعل لهم الخمس عوضا من الصدقة فلا يعطون من الصدقات المفروضات شيئا قلّ او كثر لا يحلّ لهم ان يأخذوها و لا يجزى عمن يعطيهموها اذا عرفهم تا آنجا كه گويد و ليس منعهم حقهم فى الخمس يحلّ لهم ما حرّم عليهم من الصدقة « 2 » .
و از زمان خلافت عمر بن الخطّاب بعذر آنكه خمس زياد شده نتوان همه را به ذوى القربى داد بلكه بايد به مصرف تهيه وسايل حربيه برسد دست آنها را از حق ثابت خود كوتاه و تا بامروز آنها را محروم از حق مسلّم خدا داده نمودند .
حافظ - امام شافعى رحمه اللّه فرموده است بايد خمس به پنج قسمت شود سهم پيغمبر به مصرف و مصالح مسلمين برسد و سهمى نصيب ذوى القربى و سه سهم ديگر خرج ايتام و مساكين و ابن السبيل شود .
داعى - در زمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باتفاق جمهور مفسّرين اين آيه براى مساعدت ذرارى و اقارب رسول اللّه نازل گرديد و به مصرف آنها ميرساندند پس در نظر فقهاء اماميه تبعا لعترة الائمة الاطهار مطابق صراحت آيه شريفه خمس به شش
هامش
( 1 ) اى مؤمنان بدانيد كه هر چه بشما غنيمت و فايده رسد ( زياد يا كم ) خمس آن خاص خدا و رسول و خويشان او و يتيمان و گدايان و در راه سفرماندگان است .
( 2 ) بآل محمد كه خداوند خمس را در عوض صدقه براى آنها معين نموده نبايد از صدقات واجبه كم يا زياد به آنها داده شود و بر آنها حلال نيست كه اخذ صدقه نمايند و براى كسانى كه آنها را بشناسند دادن صدقه به آنها كفايت دين از آنها نمىنمايد .
و منع نمودن حق خمس را از آنها ( يعنى از بنى هاشم و اقرباء رسول اللّه ص ) سبب حليت صدقه محرمه بر آنها نميشود .