تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
أولا قبلا عرض كردم مال مسلمين نبود بلكه ملك متصرفى و نحلهء فاطمه سلام اللّه عليها بود . ثانيا اگر راستى خليفه اجراءكننده دستور شرع بود كه بايستى سر موئى خلاف نكند پس چرا تبعيض مينمود بمحض ادعا بعضى را بدون شاهد از مال مسلمانان ميداد ولى اين حكم و احتياطكارى خليفه و سخت‌گيرى فقط درباره وديعهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمهء مظلومه سلام اللّه عليها بايستى اجراء شود ؟ ! در صورتى كه صداقت قول و ادعاى بىبى و شهادت على عليه السّلام در نزد همگى واضح و آشكار بوده . چنانچه ابن ابى الحديد در ص 105 جلد چهارم شرح نهج البلاغه نقل مينمايد كه از على بن الفارقى مدرّس مدرسه غربى بغداد سؤال نمودم أ كانت فاطمة صادقة قال نعم آيا فاطمه صادقه و راست‌گو بود ( در ادعاى خود ) گفت بلى گفتم در صورتى كه صادقه و راستگو بود پس چرا خليفه فدك را به او واگذار نكرد تبسمى نموده ( با اينكه اهل شوخى نبود ) كلام لطيف و مستحسنى گفت كه خلاصه‌اش اين بود كه اگر آن روز به مجرد ادعا فدك را بفاطمه واگذار ميكرد فردا مىآمد ادعاى خلافت را براى شوهرش ميكرد آنگاه خليفه ناچار بود حق را واگذار نمايد چون‌كه قبلا تصديق صداقت او را نموده بود . انتهى كلامه پس مطلب در نزد علماى بزرگ خودتان واضح و آشكار بوده و إنصافا تصديق حقيقت را نموده‌اند كه روز اول حق با فاطمه مظلومه بوده منتها سياست براى حفظ مقام اقتضا كرد كه عمدا بىبى مظلومه را از حق ثابتش محروم نمايند ! ! . حافظ - بچه كس خليفه مال مسلمين را بدون شاهد داد ؟ .

قضيه جابر و اعطاء مال به او موجب عبرت عقلا مىباشد

داعى - بجابر وقتى ادعا كرد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وعده داده از مال بحرين به من بدهد بدون آنكه ايرادى بگيرند و شاهد بطلبند هزار و پانصد دينار از مال مسلمانان يعنى از بيت المال به او دادند . حافظ - أولا اين خبر را حقير نديده‌ام شايد در كتابهاى شماها باشد - ثانيا