كه على عليه السّلام افضل الصدّيقين بوده است مع ذلك ديگران را صدّيق بخوانيد ؟ و حال آنكه يك آيه بر صدّيق بودن آنها نقل نگرديده است .
شما را به خدا آقايان محترم انصاف دهيد و از عادت بر كنار شويد كه آيا سزاوار بود كسى را كه خداى متعال در قرآن مجيد او را صدّيق خوانده كه هرگز دروغ نگويد و نيز در قرآن امر فرمايد پيرو او باشيد ( باقرار علماى خودتان ) شهادتش را ردّ نمايند بلكه اهانت هم بنمايند ! ! .
آيا عقل باور مىكند كسى كه رسول خدا او را صديق اين امت خوانده بلكه افضل صدّيقين معرفى نموده و آيات قرآن دلالت بر صداقت او داشته روى هواى نفس دروغ بگويد آن هم شهادت دروغ بدهد ؟ ! .
على با حق و قرآن ميگردد
آيا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نفرموده حق با على و على با حق توأما ميگردند چنانچه خطيب بغدادى در ص 321 جلد چهارم تاريخ خود و حافظ ابن مردويه در مناقب و ديلمى در فردوس و حافظ هيثمى در ص 236 جلد هفتم مجمع الزوائد و ابن قتيبه در ص 68 جلد اول الامامة و السياسة و حاكم أبو عبد اللّه نيشابورى در ص 124 جلد سيم مستدرك و امام احمد بن حنبل در مسند و طبرانى در اوسط و خطيب خوارزمى در مناقب و فخر رازى در ص 111 جلد اول تفسير و ابن حجر مكى در ص 74 و 75 و 140 جلد دوم جامع الصغير و ضمن فصل دوم از باب 9 حديث بيست و يكم صواعق در فضايل مولانا امير المؤمنين عليه السّلام نقلا از اوسط از امّ سلمه و شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 20 ينابيع المودة از جمع الفوائد و اوسط و صغير طبرانى و فرائد حموينى و مناقب خوارزمى و ربيع الابرار زمخشرى از ام سلمه و ابن عباس و نيز ضمن باب 65 ص 185 ينابيع المودّه چاپ اسلامبول از جامع الصغير جلال الدين سيوطى و نيز در ص 116 تاريخ الخلفاء و در ص 358 جلد 4 فيض القدير از ابن عباس و در ص 237 از مناقب السبعين حديث 44 از صاحب فردوس و در ص 283 ضمن باب 59 از فصل دوم صواعق از ام سلمه و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در كفايت الطالب بعضى از ام سلمه بعضى از عايشه و بعضى از محمّد بن ابى بكر از رسول اكرم