عديل القرآنند ثابت و مسلّم است .
اما در نظر داريد كه در شبهاى گذشته عرض كردم كه علماى شما در بيان علمى خود خبر واحد را حجّة ميدانند از آن گذشته اگر در اين اخبار تواتر لفظى نباشد قطعا تواتر معنوى موجود است .
و از مجموع اين اخبار متكاثره ( كه از نقل تمام آنها بواسطه ضيق وقت و حاضر نداشتن در حافظه معذورم فقط باقتضاى وقت مجلس بنقل بعض از آنها كه در نظر داشتم اكتفا نمودم ) معلوم مىشود كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نصّ بر وجود على عليه السّلام بوصايتى نموده كه معناى خلافت در او بارز و آشكار است .
علاوه شما كه بتواتر اهميت ميدهيد و هرگاه بخواهيد حربهاى در مقابل ما قرار ميدهيد و هركجا از جواب ميمانيد بحبل تواتر مىچسبيد بفرمائيد تواتر حديث لا نورث را از كجا ثابت مينمائيد .
و حال آنكه ناقل اين حديث ( بقول شما ) أبى بكر يا اوس بن حدثان بوده و چند نفر معلوم الحال ذى نفع هم تصديق نمودند .
ولى در هر دوره أقلّا دهها مليون از مسلمانان موحّد پاك دل منكر اين حديث بودهاند و خصوصا انكار على عليه السّلام باب علم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تمامى عترت و اهل بيت پيغمبر كه عدل قرآن مجيدند حجّة بزرگ بر ابطال اين حديث است كه با دلائل منطقى بطلان و ساختگى بودن آن حديث را ثابت نمودهاند كه ببعض از آنها اشاره شد .
كه اهمّ از همه دلائل انكار و مخالفت صدّيق و صدّيقه على و فاطمه عليهما السّلام در حضور خود ابى بكر بوده و البته وقتى باب علم و وصى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امام اهل تقوى بفرمودهء رسول اللّه تكذيب حديثى را بنمايد حجّت تمام است و ساختگى بودن آن محرز مىباشد .
اگر انبياء عموما و خاتم الانبياء خصوصا ارثى نداشتند پس چگونه وصى و وارث قرار دادند كه قبلا عرض كردم كه آن حضرت فرمود لكلّ نبىّ وصىّ و وارث و انّ عليّا
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 670
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٦٧٠