تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
معروف يك بام و دو هوا همين است يؤمن ببعض و يكفر ببعض ! ! . علاوه بر اينها اگر اين حديث صحيح و ايمان به او داشتند كه گفتهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است پس چرا بعد از ضبط فدك كه صدقه مسلمين بود ( بعقيده آنها ) ابى بكر نوشت من فدك را بفاطمه دادم و عمر مانع شد و نامه را گرفت و پاره كرد . حافظ - اين بيان شما تازگى دارد من نشنيدم كه خليفه فدك را برگردانده باشد سند اين مطلب در كجا است .

رد نمودن ابى بكر فدك را بفاطمه ( ع ) و مانع شدن عمر

داعى - گمان ميكنم جنابعالى باخلاق داعى پى برده باشيد كه بدون سند عرضى نمينمايم و نيز گمان ميكنم كه شما كمتر وقت مطالعه كتب را داريد ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه و على بن برهان الدين شافعى در ص 391 جلد سيم تاريخ سيرة الحلبيّه مىنويسد ابى بكر از گفتار فاطمه متأثر شد و گريه كرد ( البته اين قضيه بعد از چند روز در ملاقات منزل ابى بكر واقع شد ) . فاستعبر و بكى و كتب لها بردّ فدك گريه كرد ( به حال فاطمه ) و نوشت من فدك را بفاطمه ( ع ) رد نمودم عمر نامه را گرفت و پاره كرد . و عجب آنكه همين عمرى كه آن روز نامه را پاره كرد و اعتراض نمود برد فدك - خود در دوره خلافت فدك را رد كرد و همچنين خلفاء بعد از عمر ( از امويّين و عباسيّين ) فدك را بورثهء فاطمه سلام اللّه عليها رد نمودند . حافظ - اين بيان شما خيلى اسباب تعجب است چگونه ممكن است خليفه عمر كه بفرموده شما جدّا مانع از رد فدك بفاطمه شد چون صدقه مسلمين بود تا آنجائي كه ( بقول شما ) نامه را پاره كرد خود فدك را بورّاث فاطمه رد نمايد . داعى - حق داريد تعجب نمائيد ممكن است شما نديده باشيد من الحال با اجازه خودتان با ذكر اسناد از اكابر علماء خودتان خلفائى را كه دادند و پس گرفتند بشما معرفى مينمايم تا تعجب نكنيد و بدانيد ما ذى حقيم .