فرمايد چنانچه عرض كردم امام غزّالى در مقالهء چهارم سرّ العالمين آورده كه آن حضرت فرمود ايتونى بدوات و بياض لازيل عنكم اشكال الامر و اذكر لكم من المستحق لها بعدى و ديگر جمله لن تضلوا بعدى مىرساند كه موضوع هدايت امت در آن نوشته بوده و از طرق هدايت چيزى جز امر خلافت و راهنما نمانده بود .
علاوه ما هم اصرار نمىنمائيم كه آن حضرت ميخواست راجع بخلافت و امامت چيزى بگويد ولى قطعا ميخواسته بيانى براى هدايت و راهنمائى امت بفرمايد كه جلو ضلالت و گمراهى را بگيرد چرا ممانعت نمودند بر فرض خواستند ممانعت نمايند آيا لازمهء ممانعت فحش و دشنام و اهانت بوده است ؟ ! .
چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشمبندى خدا
فاعتبروا يا اولى الابصار - ببخشيد رشتهء سخن طولانى شد به اختيار حقير نبوده بلكه دردهاى دل بود كه مختصرى از آن بيادآورى شما بىاراده از لسان الكن جارى شد .
پس با اين مقدمات معلوم شد كه على عليه السّلام وصى آن حضرت بوده و دستوراتى هم داده منتها در مرض موت اتماما للوصية خواست به نوشتن حقايق تكليف امت را معين نمايد بازيگران سياسى فهميدند چه ميخواهد بنويسد با هو و جنجال و اهانت مانع شدند و نگذاردند ! ! .
مخصوصا اتماما للحجة براى رفع شبهه در بعض احاديث فرموده است همان خدائى كه براى انبياء اولو العزم چون آدم و نوح و موسى و عيسى وصى معين نموده براى منهم على را وصى قرار داده .
و نيز فرموده است على وصى من است در اهل بيت و امت من بعد از من و اين خود دليل ثابت است بر اينكه وصايت در اين مقام به معناى خلافت است پس على عليه السّلام وصى و خليفهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است .
شيخ - اين اخبار چنانچه صحيح باشد متواتر نيست چگونه به آنها اتخاذ سند مىنمائيد .
داعى - مسأله تواتر وصيت در نزد ما از طريق اهل بيت عترت و طهارت كه