تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
عجب است از فهم صاحبان فطنت كه چرا تفطّن و تفكّر نمينمايند كه رسول خدا ( آنچه ميگويد از جانب خدا مىباشد به حكم آيهء
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى )
قرآن را به تنها براى هدايت و نجات امت كافى نميداند در مقام ؟ بيان آن را توأم مىكند با عترت طاهره خود و صريحا ميفرمايد اگر بهر دو ( قرآن و عترت ) تمسّك جستيد نجات يافته و هرگز گمراه نخواهيد شد ولى خليفه عمر گفت قرآن تنها كفايت مىكند . اينك آقايان محترم انصاف دهيد و قضاوت به حق كنيد بين اين دو قول كه رسول اكرم خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستادهء به حق از جانب پروردگار فرموده تمسّك جوئيد به قرآن و عترت كه اين دو توأم با هم هستند و عديل يكديگر ميباشند و سبب هدايت ميباشند تا روز قيامت ولى عمر گفت قرآن بتنها ما را كافى است نه فقط عترت را قبول ندارد بلكه دستور و نوشته پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هم قبول ندارد ؟ ! . اطاعت كدام يك از اين دو قول واجب است قطعا هيچ انسان عاقلى نگويد قول رسول خدا را كه اتصال به حق دارد بگذاريم و قول عمر را قبول نمائيم . شما چرا قول عمر را گرفته و فرمودهء رسول خدا را كنار گذارده‌ايد ؟ ! . اگر كتاب خدا فقط كافى بود پس چرا در آيه 45 سوره 16 ( نحل ) فرموده
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 1 » ما را امر فرموده كه سؤال از اهل ذكر نمائيم كه مراد از ذكر قرآن يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل ذكر عترت آن حضرت ميباشند . چنانچه در ليالى ماضيه با دلائل و اسناد عرض كردم علماء بزرگ خودتان از قبيل سيوطى و ديگران آورده‌اند كه مراد از اهل ذكر يعنى عترت پاك رسول اللّه‌اند كه عديل القرآن ميباشند . شما با نظر بدبينى بگفته‌هاى ما ننگريد و تصور ننمائيد فقط مائيم كه به اين گفته‌ها خورده ميگيريم بلكه اكابر علماء خودتان هم در عالم انصاف به اين قول خليفه عمر لبخند ميزنند .
هامش
( 1 ) اگر شما نادانيد سؤال كنيد از اهل ذكر ( يعنى اهل قرآن كه خاندان رسالت و عتر طاهره نبوت هستند ) .