مجيد - يا تعمّد به آزردن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مانع شدن از عملى كه مخالف با خيالات آنها بوده است .
زيرا اگر معرفت كامل به قرآن مجيد داشتند ميدانستند كه قرآن به تنهائى كفايت امور نمينمايد .
چه آنكه قرآن يگانه كتاب محكمى است موجز و مجمل كه بيان كليات احكام را نموده ولى جزئيات آنها را موكول به بيان مبين فرموده و همان كليات مجمل و موجز مندرجه در قرآن مجيد مشتمل است بر ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و عام و خاص و مطلق و مقيد و مجمل و مؤول .
چگونه ممكن است يك فرد عادى بدون فيض الهى و بيان مبين ربانى از اين قرآن قليل اللفظ و كثير المعانى استفاده نمايد .
علاوه بر اينها اگر قرآن كفايت امر امت را تنها مىنمود چرا در قرآن فرموده
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
مگر نه اينست كه در آيه 85 سورهء 4 نساء فرموده
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
« 1 » . پس مسلّم است كه قرآن مجيد فقط تنها مفيد فايده نيست مگر با بيان مبيّنين قرآن كه خاندان جليل محمّد و آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين ميباشند .
چنانچه در حديث متواتر بين الفريقين ( كه در ليالى ماضيه بجملهاى از اسناد آن اشاره نموديم « 2 » وارد است كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكرّر فرمود : حتّى دم مرگ انّى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ان تمسكتم بهما فقد نجوتم - لن تضلّوا ابدا « 3 » .
هامش
( 1 ) اگر برسول و صاحبان حكم ( پيشوايان اسلام بعد از رسول ) رجوع ميكردند همانا تدبير كار را آنان كه اهل بصيرتاند ميدانستند و در آن واقعه صلاحانديشى ميكردند .
( 2 ) ( مراجعه شود به ص 219 و 224 همين كتاب ) .
( 3 ) من كه ( رسول خدا هستم ) دو چيز بزرگ را در ميان شما ميگذارم كه هرگز از هم جدا نميشوند تا در كنار حوض ( كوثر ) بر من وارد شوند و اگر به اين دو تمسك جستيد نجات مىيابيد ( در عبارت ديگر است كه فرمود ) هرگز گمراه نخواهيد شد آن دو چيز بزرگ قرآن و عترت من ميباشند .