تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
حب و بغض و تعصب را كنار بگذاريد عقل و انصاف شما چگونه حكم مينمايد درباره كسى كه آن حضرت را رسول اللّه و خاتم النبيين نخوانده و احترام نگذارده بلكه گفته اين مرد هذيان ميگويد ؟ ! ! . شيخ - بر فرض كه قائل بخطا شويم چون خليفهء پيغمبر بوده براى حفظ دين و شريعت اجتهاد نموده قطعا مصون و قابل عفو و گذشت است . داعى - اولا بىلطفى فرموديد در بيان آنكه چون خليفهء پيغمبر بوده اجتهاد نموده چون آن روز كه عمر اين حرف را زد خليفه نبود بلكه خواب خلافت را هم نميديد بعد از وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعجله و شتاب بطريقى كه خودتان بهتر ميدانيد عدّه‌اى ابى بكر را خليفه نمودند و بعد هم به زور و تهديد بقتل و اهانت آتش بدر خانه زدن ديگران را تسليم نمودند و بعد از دو سال و سه ماه موقع مردن - أبو بكر عمر را بخلافت منصوب نمود . ثانيا فرموديد اجتهاد نموده خيلى عجب است كه آقا توجه ننموديد كه اجتهاد در مقابل نص معنى ندارد بلكه خطاى غير قابل عفو و گذشت است . ثالثا فرموديد براى حفظ دين و شريعت جلوگيرى نمود - اين خطاى گفتار امثال شما علماء كه تعصّب بر علم و انصافتان غالب آمده موجب بسى حيرت است . آقاى عزيز حفظ دين و شريعت بر عهدهء رسول خدا مىباشد يا بر عهده عمر بن الخطاب ؟ آيا عقل شما قبول مينمايد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نداند كه وصيّت نوشتن براى امت با قيد ( باينكه هرگز بعد از اين نوشتن گمراه نشويد ) بر خلاف دين و شريعت است ! ! ! . ولى عمر بن الخطاب بداند و براى حفظ دين و شريعت مانع از وصيت آن حضرت شود ! ! ! فاعتبروا يا اولى الابصار . خود ميدانيد خطا در ضروريات دين عين خطا مىباشد و ابدا مورد عفو و اغماض نخواهد بود . شيخ - لا بد خليفه عمر رضى اللّه عنه از اوضاع و احوال پى برده بود كه اگر