تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم چيزى بنويسد ايجاد اختلاف مىشود و فتنه برپا ميگردد لذا روى خير خواهى بنفع خود پيغمبر منع از آوردن دوات و كاغذ نموده ؟ ! .

عذر بدتر از گناه

داعى - عذر بدتر از گناه همين است كه شما فرموديد يادم مىآيد در موقع تحصيل استادى داشتم جامع منقول و معقول از فضلاء دهر فاضل قزوينى حاج شيخ محمد على ( اگر زنده است خدا حفظش كند و اگر فوت شده خدايش رحمت كند ) ميفرمود غلطى را اگر بخواهند اصلاح كنند ممكن است يك غلط صد غلط گردد . عينا مىبينم دفاعى كه شما ناچار از خليفه مينمائيد خطا و غلط فاحشى را غلطها جلوه ميدهيد . از اين كلام شما همچو معلوم مىآيد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با مقام عصمت ( كه مصون از خطا بوده ) و اتصال بغيب عالم در مقام ارشاد و هدايت امت توجّهى بصلاح و فساد نداشته كه خليفه عمر خيرخواهى و راهنمائى براى آن حضرت نموده اگر جنابعالى آيه 36 سوره 33 ( احزاب ) را مورد دقت قرار دهيد كه ميفرمايد
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
« 1 » . قطعا حرف خود را پس خواهيد گرفت و به عمل خليفه عمر پى خواهيد برد كه تمرّد امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منع از وصيت نمودن و جسارت به كلمه هذيان عملى بسيار شنيع بوده كه آن حضرت را چنان متأثر ساخت كه امر باخراج آنها از نزد خود نمود . شيخ - صلاح‌بينى خليفه از كلام آخرش معلوم است كه گفت حسبنا كتاب الله يعنى كتاب خدا قرآن كريم ما را كفايت مىكند احتياجى به نوشته رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم نميباشد . داعى - اتفاقا همين كلام خود دليل بزرگ است بر عدم معرفت و توجه به قرآن
هامش
( 1 ) هيچ مرد و زن مؤمن را در كارى كه خدا و رسول حكم كنند ( يعنى قولا و عملا جلوى امر آن حضرت را بگيرند ) اراده و اختيارى نيست ( كه راى خلافى اظهار نمايند ) و هر كس نافرمانى خدا و رسول كند دانسته بگمراهى سختى افتاده است .