تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
ولى وقتى بيك مرد عادى كه منتها درجهء مقامش اينست كه از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و با دست عده‌اى مردم بعدها بمسند خلافت قرار گرفته چنين اشاره‌اى شد متألم شديد و حال آنكه اين كلام ابتكار فكر داعى تنها نبوده بلكه هر انسان عالم عاقل منطقى ( تا چه رسد به مسلمان خوشدل پاك طينت ) بعد از شنيدن اين وقايع بىاراده چنين فكرى براى او مىآيد كه آدم مؤمن برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين نسبتى نميدهد .

اعتراف علماء عامه باينكه گوينده كلمه هذيان معرفت بمقام رسالت نداشته

چنانچه علماء منصف و متفكر خودتان از قبيل قاضى عياض شافعى در كتاب شفا و كرمانى در شرح صحيح بخارى و نووى در شرح صحيح مسلم نوشته‌اند كه گوينده اين كلام هر كه بوده اصلا ايمان برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نداشته و از معرفت كامل بمقام و مرتبه آن حضرت عاجز بوده . چه آنكه در نزد ارباب مذاهب ثابت است كه انبياء عظام در مقام ارشاد و هدايت خلق اتصال بغيب عالم دارند خواه در حال صحت يا در حال مرض حتما بايد اوامر آنها اطاعت كرده شود - پس مخالفت با آن حضرت خاصّة توام با جسارت و دشنام و كلمه هذيان دليل بر عدم معرفت بمقام آن حضرت مىباشد - انتهى كلامهم .

اول فتنه در اسلام حضور رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

و اما آنكه فرموديد چرا گفتم ايجاد نفاق و فتنه نمود اين كلام هم از داعى تنها نبوده بلكه علماء منصف خودتان تصديق اين معنى را نموده‌اند عالم جليل حسين ميبدى در شرح ديوان گويد اول فتنه‌اى كه در اسلام واقع شد در حضور خود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود در مرض موت كه خواست وصيت نمايد و عمر مانع شد ايجاد فتنه و دودستگى و اختلاف كلمه بين مسلمانان گرديد و نيز شهرستانى در مقدمهء چهارم از كتاب ملل و نحل خود گويد اول خلافى كه در اسلام واقع شد منع نمودن عمر بود از آوردن دوات و كاغذ بامر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى نوشتن وصيت . و ابن ابى الحديد در ص 563 جلد دوم شرح نهج اشاره به اين معنى نموده .