آيا خداوند متعال در آيه 40 سوره 33 ( احزاب ) نميفرمايد
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
« 1 » يعنى آن حضرت را بنام نخوانيد بلكه رسول اللّه بگوئيد - آن وقت عمر بدون رعايت ادب و دستور الهى بنام هم نخواند بلكه بعبارت اين مرد اشاره به آن حضرت نمود شما را به خدا انصاف دهيد جسارت را من كردم يا خليفه ! ! .
شيخ - از كجا معلوم است كه هجر به معناى هذيان باشد تا احتمال جسارت و سوء ادب رود .
تعصب آدمى را كور و كر مىكند
داعى - جميع اهل لغت و تفسير و مخصوصا اكابر علماء خودتان از قبيل ابن اثير در جامع الاصول و ابن حجر در شرح صحيح بخارى و صاحب الصحاح و ديگران همه گفتهاند هجر به معناى هذيان است آقاى من آدمى بايد برهنه شود از لباس تعصّب و عناد تا حقايق را واضح و آشكار به بيند - نه دفاع بى جا بنمايد .
آيا نسبت به پيغمبرى كه قرآن مجيد دستور ميدهد كه او را رسول اللّه و خاتم النبيّين بخوانيد كسى عمدا بگويد ان الرجل ليهجر مقام آن حضرت را آن قدر كوچك نمايد كه بگويد اين مرد ؟ ! هذيان ميگويد بر خلاف دستور قرآن و ادب سخن نرانده آيا نسبت برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه تا دم مرگ نبوت و عصمت از او زائل نميگردد مخصوصا كه در مقام تبليغ و هدايت قوم باشد اهانت هذيانگوئى بنمايد دليل بر عدم معرفت و ايمان بمقام آن حضرت نميباشد .
شيخ - آيا سزاوار است چنين نسبتى بمقام خلافت داده شود كه معرفت و ايمان بمقام رسالت نداشته .
داعى - اولا چرا جنابعالى وقتى شنيديد نسبت هذيان برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دادند متأثر نشديد ؟ ! كه حتما بايستى هر مسلمانى از نسبت دهنده هذيان و اين دشنام حضورى به آن حضرت بيزارى بجويد .
هامش
( 1 ) محمد ( ص ) پدر هيچيك از مردان شما ( زيد يا عمرو ) نيست و ليكن رسول اللّه و خاتم انبياء مىباشد ( كنايه است باينكه هميشه بايد آن حضرت را با ادب و احترام ياد نمود رسول اللّه و خاتم النبيين خواند ) ( نه مردك به آن حضرت اشاره نمايند ) .