سبّنى فقد سبّ اللّه و من سبّ اللّه اكبّه اللّه على منخريه فى النار « 1 » .
و بعد از اين حديث احاديث ديگرى مسندا نقل مينمايد كه تمامى آنها دلالت دارد بر كفر كسانى كه على را دشنام بدهند چنانچه عنوان باب 10 را به اين عبارت آورده الباب العاشر فى كفر من سبّ عليّا عليه السّلام « 2 » .
و نيز حاكم در ص 121 جلد سيم مستدرك همين حديث را باستثناى جملهء آخر نقل نموده است .
پس طبق اين احاديث سب كنندگان بعلى عليه السّلام سب كنندگان خدا و پيغمبر مىباشند و سب كنندگان خدا و پيغمبر ( مانند معاويه و امويها و خوارج و نواصب و امثال آنها ) ملعون و اهل آتش ميباشند .
بس است - قيامت گرچه دير آيد بيايد - چون جدّهء مظلومهء ما سكوت نموده و محاكمه را موكول بروز قيامت در محكمه عدل الهى نمود ما هم سكوت را پيشه كنيم برويم بر سر دلائل خود بر رد حديث مورد استشهاد شما .
على باب علم و حكمت است
دليل دوم بر مردوديت حديث لا نورّث آنست كه نظر بحديث شريف متفق عليه ( شيعه و سنى ) كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود انا مدينة العلم و علىّ بابها - انا دار الحكمة و على بابها « 3 » .
روى قواعد عقل و دانش حتما بايستى باب علم رسول اللّه از احاديث و دستورات آن حضرت مخصوصا آنچه مربوط بأحكام است بالاخص راجع به ارث كه نظم و اختلال جامعهء امت مربوط به اوست آگاهى كامل داشته باشد و إلا باب علم نخواهد بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بفرمايد من اراد العلم فليأت الباب .
هامش
( 1 ) كسى كه ترا دشنام دهد مرا دشنام داده و كسى كه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده و كسى كه خدا را دشنام دهد خدا او را برو در آتش اندازد .
( 2 ) باب دهم در كفر كسى كه على را سب و دشنام دهد .
( 3 ) من شهرستان علمم و على در آن مىباشد - من خانه حكمتم و على در آن مىباشد - هر كس اراده دارد از علم من بهرهاى بردارد پس بايد برود در خانه على .