ركيك و دشنامهاى بسيار قبيح بر زبان جارى كند آن هم به دو محبوب خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
تعجب ابن ابى الحديد از گفتار ابى بكر
نه فقط اين عمل اسباب تعجّب ما است بلكه علماى منصف خودتان هم بتعجب آمدند چنانچه ابن ابى الحديد در ص 80 جلد چهارم شرح نهج البلاغه گويد از اين گفتار خليفه تعجب نمودم از استاد خود ابو يحيى نقيب جعفر بن يحيى بن ابى زيد البصرى سؤال نمودم كنايه و تعريض خليفه در اين كلمات بكه بوده گفت كنايه و تعريض نبود بلكه صراحت در كلام بود گفتم اگر صراحت داشت سؤال نمىنمودم فضحك و قال بعلىّ بن أبي طالب عليه السّلام قلت هذا الكلام كلّه لعلىّ يقوله ؟ قال نعم انّه الملك يا بنى « 1 » .
آقايان با انصاف عبرت بگيريد و قضاوت منصفانه بنمائيد اگر كسى به پدر و مادر شما اين نوع جسارت و اهانت نمايد مثل روباه و دم روباه و زن زنا كار به آنها بزند دل شما از او پاك ميگردد ؟ و انصاف است بما اعتراض كنيد كه چرا انتقاد ميكنيم با زايمان ما مانع است كه نگوئيم و ننويسيم مگر آنچه واقع شده و مورد تصديق اكابر علماء خودتان هم مىباشد .
اگر شخصى در مقابل اين جمعيت بگويد آقاى حافظ روباه و آقاى شيخ دم آن مىباشد و مانند زن فاحشه در مجلس حرف ميزنند چه قدر بشما سخت ميگذرد .
آقايان چشمها را بر هم نگذاريد و با ديدهء انصاف به مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنگريد كه مرد پيرى يار غار پيغمبر بعنوان خلافت بالاى منبر پيغمبر در مقابل مهاجر و انصار بگويد على بن ابى طالب ( العياذ باللّه ) روباه است و فاطمه دم روباه مىباشد ( يا بر عكس بنا بر گفتار ساير روات ) و مانند زن فاحشهء زنا كار ميان مردم حركت مىكند بر مولاى ما امير المؤمنين و جدهء ما فاطمهء مظلومه در مقابل مردم چه گذشت خدا ميداند الان تمام بدن داعى ميلرزد مىبينيد با ارتعاش و اشك جارى با شما حرف
هامش
( 1 ) پس خنديد و گفت ( اين نسبتها را ) بعلى عليه السّلام داد گفتم اين سخنان ناشايست تمامش نسبت بعلى بود گفت بلى پسر سلطنت همين است .
( يعنى عقيم و دنباله بريده است اشخاص رياست طلب براى رسيدن بهدف و مقصد خود كه رياست و آقائى باشد هر عمل زشت و ناشايستهاى را ميكنند ) .