تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
ارزشى ندارد ميگذرد فكرى براى آن روز بايد نمود . و اللّه ما شيعيان مظلوميم بى جهت امر را بر عوام بىخبر مشتبه ننمائيد شيعيان موحّد را كافر و رافضى نخوانيد آيا سزاوار است پيروان محمد و آل محمد صلوات اللّه عليهم اجمعين را به بهانهء پوچ رافضى و مورد حمله قرار دهيد در حالتى كه اگر براى نوع انتقادات و بيان حقايق شيعيان را بد ميدانيد و كافر ميخوانيد اول بايد اكابر علماى خودتان را بد بدانيد چه آنكه اين نوع انتقادات از زير قلم آنها بيرون آمده و در كتب معتبرهء خودشان ثبت نموده‌اند .

فرار صحابه در حديبيه

مثلا در قضيّه حديبيّه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه و ساير مورخين خودتان مىنويسند بعد از قرار داد صلح اكثر صحابه با عمر بن الخطاب عصبانى بودند و با رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معاتباتى نمودند كه ما راضى به صلح نبوديم و ميخواستيم جنگ كنيم چرا صلح نموديد حضرت فرمود اگر ميل بجنگ داريد مختاريد فلذا حمله كردند چون قريش آماده بودند حمله آنها را جواب متقابل دادند چنان شكستى از كفار به آنها وارد آمد كه در موقع فرار مقابل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم نتوانستند بايستند از آنجا هم فرار نموده بصحرا رفتند . حضرت بعلى عليه السّلام فرمود شمشير بردار جلو قريش را بگير همين كه قريش على را در مقابل خود ديدند برگشتند آنگاه اصحاب فرارى كم كم مراجعت نموده خيلى از عمل خود خجل و شرمنده بناى عذر خواهى را گذاردند . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند مگر من شما را نمىشناسم آيا شما نبوديد كه در غزوهء بدر كبرى مقابل دشمن ميلرزيديد خداوند ملائكه را به يارى ما فرستاد آيا شما نبوديد اصحاب من كه در روز احد فرار كرديد و بكوهها بالا ميرفتيد و مرا تنها گذارديد هر چند شما را خواندم نيامديد خلاصه حضرت تمام سستيها و بىثباتيهاى آنها را بيان نمود آنها پيوسته عذر خواهى مينمودند . بالاخره ابن ابى الحديد در اينجا مىنويسد حضرت اين عتابها را با عمر نمود بعد