يقين بدانيد حقير آن آدم شب اول نيستم واضح و آشكار ميگويم و از كسى باك ندارم كه دلائل و براهين و درد دلهاى شما در شخص حقير تأثيرات عميقى نموده اميدوارم با حبّ ولاى محمّد و آل محمّد بميرم و در مقابل رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم سفيد رو باشم .
داعى - از شخص عالم منصفى مانند شما غير از اين انتظار نداشته و نخواهيم داشت فرمايشات شما در داعى اثر ديگرى نمود و قلبا علاقه خاصّى بشما پيدا نمودم اينك ميخواهم از جنابعالى تقاضائى نمايم اميد است مورد قبول واقع شود .
حافظ - خواهش ميكنم بفرمائيد .
داعى - تقاضاى دعاگو اينست كه امشب شما را قاضى قرار دهم آقايان ديگر هم بعنوان شاهد و گواه با كمال بىطرفى منصفانه قضاوت فرمائيد كه آيا عرايض داعى حق است و ميتوانم مدعاى خود را ثابت نمايم يا خير و لو ممكن است موضوعى كه ميخواهم وارد بحث آن گردم قدرى طولانىتر از هر شب شود ولى تحمّل نموده تا دردهاى درونى را خارج و قدرى سبك شوم .
بعض از جهّال و حاشيهنشينهاى بىخبر ميگويند امرى كه در هزار و سيصد سال قبل واقع شده ما چرا بايد در او گفتگو نمائيم و حال آنكه نفهميدند مقاولات علمى در هر دوره و زمان قابل بحث مىباشد و در مباحثات عادلانه كشف حقايق مىشود علاوه دعواى ارثى قانونا در هر زمانى بوسيلهء احدى از ورّاث ميتواند مطرح محاكمه قرار گيرد و چون داعى أحدى از ورّاث هستم ميخواهم از شما سؤالى نمايم متمنى است جواب منصفانه بفرمائيد
حافظ - با كمال ميل و علاقه براى استماع فرمايشات شما حاضر هستيم .
داعى - اگر پدرى در زمان حياتش ملكى را به فرزند خود هبه كند و ببخشد اگر كسى بعد از مردن پدر آن ملك را از دست فرزند متصرف بيرون آورد ظلم است يا نه .
حافظ - بديهى است تصرف من غير حق در ملك غير ظلم و غاصب قطعا ظالم است .
داعى - اگر پدرى بأمر خدا ملكى را به فرزند خود هبه نمايد و بعد از وفات پدر آن ملك را از فرزند متصرفش بگيرند چه صورت دارد .
حافظ - بديهى است بطريقى كه شما بيان ميكنيد غصبكننده مرتكب اقبح
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 632
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٦٣٢