نمود غصب نمودند و بنالهء مظلومانه جدّهء ما ابدا ترتيب اثر ندادند تا در عنفوان شباب آن يادگار پيغمبر با دل پردرد از دنيا رفت .
حافظ - عرض كردم جنابعالى خيلى زرنگ هستيد با كلمات و گفتار مهيّج تحريك احساسات مينمائيد حق ثابت فاطمه رضى اللّه عنها چه بوده كه غصب نمودند قطع بدانيد اگر شما در حضور برادران مؤمن خود نتوانيد مدعاى خود را ثابت نمائيد هرگز در محكمهء عدل الهى از عهدهء اين امر بر نميآئيد خيال كنيد امروز محكمهء عدل الهى تشكيل شده مدعاى خود را ثابت نمائيد .
داعى - آنجا محكمهء عدل است اغراض و تعصّبات راه ندارد و با نظر پاك بىآلايش قضاوت ميكنند اگر آقايان محترم هم نظر انصاف داشته باشيد مانند قاضى عادل بيطرف گوش بعرايض داعى بدهيد قطعا تصديق بحقّانيّت ما خواهيد نمود .
خدا ميداند كه من اهل جدل نيستم
حافظ به حق خدا و به حق بزرگى كه جدّ امجد شما رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم بما دارد كه من شخصا عناد و لجاج و تعصّبى ندارم .
در اين شبها كه بفيض ملاقاتتان نائل آمديم بايد كاملا متوجه شده باشيد كه حقير اهل مجادله نيستم هركجا حرف حسابى توأم با دليل و برهان اساسى شنيدم سكوت و آرامشى در خود مشاهده كردم خود سكوت ما دليل بر تسليم ما به حرف حق و حساب است و الا اگر ميخواستيم بازيگرى كنيم و از راه جدل دستاندازى نمائيم ميتوانستيم بيانات و دلائل شما را در دستاندازهاى مغلطه كارى انداخته ورد نمائيم چنانچه گذشتگان ما همين عمل را انجام دادند .
ولى طبعا حقير اهل جدل و بازى نبودهام مخصوصا از آن ساعتى كه در مقابل شما قرار گرفتم ( و لو اينكه قبل از ورود و ملاقات شما به قصد ديگر آمديم ) جذبهء حقيقت و دل پاك و ادب و اخلاق نيك و سادگى شما چنان در من اثر نمود كه با خداى خود عهد نمودم در مقابل حرف حساب و منطق كاملا تسليم گردم و لو اينكه با اميال اشخاص مطابقت و موافقت نكند .