كنت مولاه فهذا مولاه و اخذ بيد على عليه السّلام « 1 » .
و نيز ابو بكر احمد بن على خطيب بغداد متوفى سال 462 هجرى در ص 289 و ص 290 جلد هشتم تاريخ بغداد حديث مفصّلى از ابو هريره نقل نموده كه هر كس روز هيجدهم ذى الحجة الحرام ( يوم الغدير ) روزه بگيرد ثواب شصت ماه روزه گرفتن براى او مىباشد آنگاه حديث غدير مذكور را با ذكر همان قرينه نقل نموده است .
گمان ميكنم براى نمونه به همين مقدار كافى باشد نقل اين اخبار تا آقا نفرمائيد كه در اخبار نامى از قرينه الست اولى بكم من انفسكم نميباشد .
أشعار حسان در حضور رسول اكرم صلّى الله عليه و آله
قرينه پنجم اشعار حسان « 2 » بن ثابت انصارى است كه در حضور رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در همان مجلس كه على را بولايت نصب و معرفى نمود با اجازه خود آن حضرت انشاد نمود كه سبط ابن جوزى و ديگران مىنويسند حضرت وقتى اشعار را شنيد فرمود : يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا او نافحت بلسانك « 3 » .
هامش
( 1 ) آيا نميدانيد كه من اولى به تصرف هستم بهر مؤمن و مؤمنه از نفس او همگى گفتند بلى شهادت ميدهيم كه تو اولى بتصرفى بهر مؤمن از نفس او آنگاه فرمود هر كس را من اولى به تصرف در نفس او هستم پس اين ( على ) اولى به تصرف در او مىباشد و گرفت دست على را ( تا همه ديدند ) .
( 2 ) حسان بن ثابت اشعر شعراء مخضرميين بلكه اشعر اهل بلاد در زمان خود و شاعر مخصوص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بود - و مخصوصا آن حضرت براى او در مسجد منبر نصب نموده و هجو كفار را از او استماع مىنمود و ميفرمود - أجب عنى - يعنى از طرف من بايشان جواب ده ابن عبد البر در استيعاب گويد روزى حسان در مسجد انشاد شعر ميكرد عمر بن الخطاب رسيد و با تغير گفت أ تنشد الشعر فى مسجد رسول اللّه آيا در مسجد رسول خدا شعر ميگوئى حسان گفت - قد كنت انشد فيه عند من هو خير منك - يعنى من انشاد شعر در مسجد بحضور كسى كه از تو بهتر است ( يعنى رسول خدا ) مينمايم پس عمر ساكت شد .
پيغمبر مىفرمود شعر حسان را نتوان شعر گفت بلكه تمامش حكمت است - غالبا او را مدح مىفرمود .
( 3 ) اى حسان مادامىكه بما اهل بيت يارى نمودى بمدحى يا كلمهء خوبى مؤيد بروح القدس ميباشى ( يعنى اين اشعار تو امروز از نفحهء روح القدس بوده ) .