براء بن عازب بعرضتان ميرسانم كه گفت با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم در سفرى تا رسيديم بغدير آن حضرت در ميان جمعيت ندا داد الصلاة جامعه ( عادت و رسم چنين بود كه هرگاه پيش آمد مهمى روى ميداد آن حضرت امر ميفرمود ندا ميكردند الصلاة جامعه امت جمع ميشدند بعد از اداى نماز آن امر مهم را ابلاغ ميفرمود ) آنگاه ميان دو درخت را براى پيغمبر اختصاص دادند پس از اداء نماز دست على را گرفت مقابل جمعيت و فرمود أ لستم تعلمون انّى اولى بالمؤمنين من انفسهم قالوا بلى قال أ لستم تعلمون انّى اولى بكلّ مؤمن من نفسه قالوا بلى قال من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ، فلقيه عمر بن الخطاب بعد ذلك فقال له هنيئا لك يا بن أبي طالب اصبحت و امسيت مولى كل مؤمن و مؤمنة « 1 » .
و نيز مير سيد على همدانى شافعى در مودة پنجم از مودة القربى و سليمان بلخى در ينابيع و حافظ ابو نعيم در حليه بمختصر تفاوتى در الفاظ همين حديث را ضبط نمودهاند
و مخصوصا حافظ ابو الفتح كه ابن صباغ هم در فصول المهمّه از او نقل نموده به اين عبارت آورده كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود أيها الناس انّ اللّه تبارك و تعالى مولاى و انا اولى بكم من انفسكم الا و من كنت مولاه فعلى مولاه « 2 » .
و نيز ابن ماجه قزوينى در سنن و امام أبو عبد الرحمن نسائى در احاديث 81 و 83 و 93 و 95 اين قرينه را نقل نمودهاند و در حديث 84 از زيد بن ارقم به اين عبارت نقل نموده كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ضمن خطبه فرمود أ لستم تعلمون انّى اولى بكل مؤمن و مؤمنة من نفسه قالوا بلى نشهد لانت اولى بكل مؤمن من نفسه قال فانى من
هامش
( 1 ) آيا شما نيستيد كه ميدانيد من اولى به تصرف بمؤمنين هستم از نفسهاى ايشان گفتند بلى يا رسول اللّه فرمود آيا شما نيستيد كه ميدانيد من اولى به تصرف هستم بهر مؤمنى از نفس او گفتند بلى ( آنگاه كه اقرار از آنها گرفت ) فرمود هر كس را من اولى به تصرف در نفس او هستم پس على همان اولويت را دارد ( آنگاه دعا كرد ) خدايا دوست بدار كسى كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى كه على را دشمن بدارد . پس ملاقات نمود عمر بن الخطاب على عليه السّلام را بعد از اين بيانات و گفت به آن حضرت گوارا باد تو را پسر أبي طالب صبح و شب نمودى در حالتى كه مولاى هر مؤمن و مؤمنه شدى .
( 2 ) اى مردم خداى تبارك و تعالى مولاى من است و من اولى به تصرف هستم بشما از نفسهاى شما و بدانيد كه هر كس را من اولى به تصرف در نفس او هستم پس على عليه السّلام همان اولويت را دارد .