مىباشد اختصاص دادهايد بمحب و ناصر پس اين تخصيص بلا مخصّص قطعا باطلست و اين ايراد بيشتر بخودتان وارد است تا بما .
زيرا اگر ما تخصيص داديم بلا مخصّص نيست بلكه روى قرائن و دلائل بسياريست كه بر اين معنى وارد است از آيات و اخبار و گفتار بزرگان كه از جمله همان دلائلى است كه علماء بزرگ خودتان مانند سبط ابن جوزى و محمّد بن طلحه شافعى ذكر نمودهاند .
و بالاترين دليل قرائن داخله و خارجه است كه مخصّص اين معنى مىباشد چنانچه ببعض از آن قرائن اشاره نموديم كه از جمله احاديث بسيارى است از طرق ما و شما كه آيه شريفه را اين قسم نقل نمودهاند يا أيها الرسول بلغ ما انزل اليك فى ولاية على و امامة امير المؤمنين چنانچه جلال الدين سيوطى كه از اكابر علماى شما است در درّ المنثور آن أحاديث را جمع نموده .
احتجاج على بحديث غدير در رحبه
و اگر اين حديث و لفظ مولى نص بر امامت و خلافت ابتدائيه نبود حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مكرر به آن احتجاج نمينمود و مخصوصا در جلسات شورى استشهاد به آن نميكرد چنانچه خطيب خوارزمى در ص 217 مناقب و ابراهيم بن محمد حموينى در باب 58 فرائد و حافظ ابن عقده در كتاب الولايه و ابن حاتم دمشقى در درّ النظيم و ابن ابى الحديد در ص 61 جلد دوم شرح نهج البلاغة مفصّلا نقل نمودهاند بالاخص در رحبه كه سى نفر از اصحاب به آن شهادت دادند .
چنانچه امام احمد بن حنبل در ص 119 جزء اول و در ص 370 جزء چهارم مسند و ابن اثير جزرى در ص 307 جلد سيم و ص 205 و 276 جلد پنجم اسد الغابه و ابن قتيبه در ص 194 معارف و محمد بن يوسف گنجى شافعى در كفايت الطالب و ابن ابى الحديد در ص 362 جلد اول شرح نهج البلاغه و حافظ ابو نعيم اصفهانى در ص 26 جلد پنجم حلية الاولياء و ابن حجر عسقلانى در ص 408 جلد دوم اصابه - و محب الدين طبرى در ص 67 ذخائر العقبى - و امام ابو عبد الرحمن نسائى در ص 26 خصائص العلوى و علامهء سمهودى در جواهر العقدين - و شمس الدين جزرى در ص 3 اسنى المطالب -