پس عند العقلاء ثابت است كه اين همه تشريفات آسمانى و زمينى براى محبّت و دوستى فقط نبوده بلكه امر مهمّى تالىتلو مقام رسالت بوده كه آن همان امر ولايت و امامت و اولى بتصرفى در امور مسلمانان بوده است .
نظر سبط ابن جوزى در معناى مولى
چنانچه جمعى از اكابر علماء خودتان از روى دقت و انصاف تصديق اين معنى را نمودهاند از جمله سبط ابن جوزى در باب دوم ص 20 تذكرة خواص الامه از براى كلمه مولى ده وجه و معنى ذكر نموده آنگاه در آخر آن جملات گويد هيچ يك از اين ده معنى مطابقت با كلام رسول اللّه نمىنمايد و المراد من الحديث الطاعة المحضة المخصوصة فتعيّن وجه العاشر و هو الاولى و معناه من كنت اولى به من نفسه فعلىّ اولى به « 1 » .
و صراحت دارد به اين معنى قول حافظ ابو الفرج يحيى بن سعيد ثقفى اصفهانى در كتاب مرج البحرين كه روايت نموده است اين حديث را باسناد خودش از مشايخ خود و گفته است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرفت دست على عليه السّلام را فرمود من كنت وليّه و اولى به من نفسه فعلىّ وليّه « 2 » . آنگاه سبط ابن جوزى گويد و دلّ عليه أيضا قوله عليه السّلام الست اولى بالمؤمنين من انفسهم و هذا نصّ صريح فى اثبات امامته و قبول طاعته « 3 » انتهى قوله .
نظر ابن طلحه شافعى در معناى مولى
و نيز محمد بن طلحه شافعى در ص 16 مطالب السئول اواسط فصل پنجم از باب اول گويد از براى كلمه مولى معانى متعدده مىباشد از قبيل
هامش
( 1 ) مراد از حديث طاعت محضه مخصوصه است پس متعين وجه و معناى دهم است و آن اولى به تصرف بودن است و معنى چنين شود كسى را كه من اولى به تصرف به او هستم از نفس او پس على اولى به تصرف به او مىباشد .
( 2 ) كسى را كه من ولى و اولى به تصرف به او از نفس او ميباشم پس على ولى و اولى به تصرف او مىباشد .
( 3 ) جمله الست اولى بالمؤمنين من انفسهم كه در ابتداء كلام خود فرمود دليل ديگر است بر اينكه كلمهء مولى بمعنى اولى به تصرف است و اين خود نص صريح است در اثبات امامت و قبول اطاعت على عليه السّلام .