و شقاوت و سوء عاقبت او آگاه و مكرر هم به او ميفرمود تو قاتل من هستى و در يك مجلس صريحا فرمود .
اريد حياته و يريد قتلى * غديرك من خليل من مرادى
« 1 » مع ذلك در مقام عقوبت او بر نيامد پس روايتى كه دلالت بر حسن فعل و عمل مخصوصى نمايد افاده تام نمينمايد .
جواب از بيعت الرضوان
ثالثا فرموديد چون صحابه در بيت الرضوان حاضر بودند و در تحت شجره با آن حضرت بيعت نمودند مستحق مدحاند نه مذمت چون مشمول آيه شريفه گشتند .
محققين از علماء در اين موضوع جوابها دادهاند كه مدلول آيه مذكوره عند التوفيق رضاء امليّه است از آن فعل مخصوص كه بيعت است نه رضاى ابدى تا روز آخر عمر در تمام مراحل زندگانى .
زيرا خود ميدانيد كه در آن بيعت ( تحت شجره ) در حديبيّه هزار و پانصد نفر از امت حاضر بودند كه عدّهاى از آنها مشمول آيات نفاق شدند كه خدا آنها را وعدهء خلود در آتش داد .
آيا ممكن است خدا و رسول از عدّهاى راضى باشند و حال آنكه قسمتى از آنها مخلّد در آتش و قسمت ديگر در بهشت جاويدان باشند .
پس معلوم مىشود رضايت خداى تعالى تنها در اثر بيعت تحت شجره نبوده بلكه معلّق بايمان خالص و عمل صالح بوده يعنى آنان كه با اعتقاد قلبى بتوحيد و نبوت بيعت نمودند مورد رضاى پروردگار و خلود در جنت قرار گرفتند .
و اما كسانى كه يا ايمان نداشتند و بيعت نمودند و يا ايمان داشتند و بيعت نكردند مورد سخط خداوندى قرار گرفته و مخلّد در آتش خواهند بود .
پس بنابراين بيعت تحت شجره تنها كافى از رضاى پروردگار نيست و اشخاصى كه
هامش
( 1 ) من زندگانى او را خواهان و او قتل مرا طالب است - و اين غدار ظاهر دوست از طايفه مراد است ( چنانچه ابن حجر مكى هم در ص 72 صواعق آخر باب 9 نقل نموده است ) .