اينك آقايان مطابقه كنيد فحشهاى خليفه ابى بكر را بمولى الموحدين امير المؤمنين با طعن و انتقادى كه يك شيعه به آنها بنمايد چقدر تفاوت دارد .
پس اگر دشنام دادن بيكى از اصحاب كفرآور است بايستى ابى بكر و دخترش عايشه و معاويه و پيروانشان كافر باشند و اگر كفرآور نيست شما نميتوانيد به اين جهت شيعيان را كافر بدانيد .
چنانچه طبق احكام و فتاواى فقهاء و خلفاء بزرگتان دشنامدهندگان كافر و واجب القتل نمىباشند .
همچنانكه امام احمد حنبل در جلد سوم مسند و ابن سعد كاتب در ص 279 جزء پنجم كتاب طبقات و قاضى عياض در باب اول جزء چهارم شفاء نقل نمودهاند كه عامل خليفه عمر بن عبد العزيز از كوفه به او نوشت كه شخصى بعمر بن الخطّاب خليفه ثانى سبّ نموده و دشنام داده اجازه ميدهيد او را بكشيم در جواب نوشت خون هيچ مسلمانى مباح نميشود براى سبّ و شتم نمودن بمسلمانى مگر دشنام دهنده برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دشنام داده باشد
علاوه بر اين اقوال عقايد اكابر علماء خودتان چون ابو الحسن اشعرى و پيروان آن اينست كه اگر كسى قلبا مؤمن ولى تظاهر بكفر نمايد ( مانند يهوديت و نصرانيت و غيره ) يا بجنگ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برخيزد يا خدا و رسول را بدون عذر شديدا دشنام دهد مع ذلك كافر نميشود و نميتوان حكم كفر بر او جارى نمود چه آنكه ايمان عقيده قلبى است و چون از قلب او احدى اطلاع ندارد نميتوان فهميد تظاهر بكفر از روى دل و قلب بوده يا فقط جنبهء تظاهر داشته .
و اين مراتب را علماى اشعرى در كتب خود درج نمودهاند مخصوصا ابن حزم آندلسى در ص 204 و 206 جزء چهارم كتاب الفصل مبسوطا اين عقايد را نقل نموده است .
پس در اين صورت چگونه آقايان حكم كفر بر شيعيان موحّد پاكدل مطيع خدا و پيغمبر و عامل به تمام احكام شرع انور از واجبات و مستحبات صادر مينمائيد - بفرض آنكه بعضى از آنها سبّ و شتم و دشنام با دليل و برهان ( به خيال خودشان ) به بعضى از صحابه
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٥٨٦