چونكه سالها در اعلاء كلمهء توحيد در ركاب ظفر انتساب آن حضرت با كفار جهادها نمودند بديهى است كه خدمات آنها خالى از شوائب و نقايص بوده و قطعا مستحق جنان خواهند بود خصوصا آنهائى كه بمقتضاى آيهء 18 سورهء 48 ( فتح ) كه ميفرمايد
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ
« 1 » .
بشرف رضوان حضرت حق مشرّف گشتند و شكّى نيست كه آنها قولا و فعلا مورد توقير رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم بودهاند و البته منكر كمال ايشان در خذلان و گمراهى خواهد بود - و در حقيقت بمقتضاى آيهء شريفه سورة النّجم كه ميفرمايد
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 2 » منكر پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم و قرآن گرديده و هر كس انكار پيغمبر و قرآن كند محققا كافر است .
داعى - ميل نداشتم كه جنابعالى اين قبيل موضوعات را در اين مجلس علنى مورد بحث و سؤال يا بقول خودتان گله قرار دهيد كه داعى هم مجبور شوم جواب بدهم آنگاه حرف دست مردم جاهل و يك دسته معاند عنود بيفتد و قضاوت بر خلاف نمايند خوب بود محرمانه بين خودمان اين مطالب ردّ و بدل ميشد تا جواب مطابق صواب عرض ميكردم حالا هم تمنا ميكنم تقاضاى داعى را بپذيريد و از بحث علنى درين موضوع صرف نظر نمائيد يك روز صبح خودم خدمتتان ميرسم دو نفرى قضيّه را حل مىكنيم .
حافظ - بنده بىتقصيرم چون آقايان حاضر چند شب است به من فشار مىآورند كه اين موضوع مورد بحث قرار گيرد لذا اين درخواست را مطابق ميل آقايان نمودم چون شما متانت در كلام داريد گمان ميكنم ضررى نداشته باشد كه جواب مسكتى بآقايان بدهيد كه رضاى خاطرشان فراهم گردد و يا تصديق نمائيد كه حق با ماست .
نواب - صحيح است همگى انتظار داريم حلّ اين معمّا گردد .
داعى - چون امر ميفرمائيد اطاعت مينمايم ولى از مثل شما شخص فاضل
هامش
( 1 ) هرآينه بتحقيق خدا از مؤمنانى كه زير درخت ( حديبيه ) با تو بيعت كردند خوشنود گشت .
( 2 ) هرگز بهواى نفس سخن نمىگويد و سخن او هيچ غير وحى خدا نيست .