بديهى است از اهمّ پليديها حب جاه و مقام و توجه بدنياى دنى است كه آيات و اخبار بسيارى در مذمت اين دنيا يعنى علاقه برياست اين دنيا روى هواى نفس مانند امراء و سلاطين و طلاب آنها از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و أئمهء طاهرين رسيده تا آنجا كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة « 1 » .
پس قطعا أبا عبد اللّه الحسين عليه السّلام حب جاه و رياست دنيا را طالب نبوده و براى چنين رياست فانيه جانبازى ننموده و اهل بيت خود را باسارت نداده و اگر كسى با علم به اين معنى آن حضرت را دنياطلب بخواند حتما منكر قرآن مجيد گرديده .
قيام امام حسين براى رياست و خلافت ظاهرى نبوده
و أما فرقهء ديگر مردمانى هستند كه طالب دلائل حسّى هستند دلائل محسوس براى آنها بسيار است كه در اين وقت تنگ به تمام آن دلائل نتوان استشهاد نمود ولى من باب نمونه بمختصرى اشاره مينمايم .
أولا قيام حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام عليه يزيد پليد اگر جنبه جاه طلبى و رياست داشت نبىّ مكرم امر به يارى آن حضرت نمىنمود چنانچه اخبار بسيارى از طرق خودتان در اين باب رسيده كه بيكى از آنها اكتفا ميكنيم .
شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 60 ينابيع الموده از تاريخ بخارى و بغوى و ابن السكين و ذخائر العقبى امام الحرم شافعى از سيرهء ملا و غيرهم نقل مينمايد از أنس بن حارث بن نبيه كه گفت شنيدم از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود :
انّ ابنى هذا يعنى الحسين يقتل بارض يقال لها كربلا فمن شهد ذلك منكم فلينصره فخرج انس بن الحارث الى كربلا فقتل بها مع الحسين رضى اللّه عنه و عمّن معه « 2 » .
پس معلوم مىشود قيام آن حضرت در كربلا قيام به حق بوده نه حب رياست مشئوم
هامش
( 1 ) محبت و دوستى دنيا بالاى همه بديها است .
( 2 ) بدرستى كه اين پسر من حسين كشته مىشود در زمين كربلا پس هر كس از شما آن روز حاضر باشد يارى كند حسين را - آنگاه نوشته است انس بن حارث رفت بسوى كربلا و بدستور پيغمبر عمل كرد و كشته شد با ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام .