تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
تا آنكه زمام باغ بكلّى بدست باغبانان جهول عنود لجوج ( يعنى بنى اميه ) افتاد . از زمان خلافت خليفهء سوم عثمان بن عفّان كه دست بنى اميه بازشد و زمامدار امور شدند و أبو سفيان لعين كه در آن موقع كور شده بود دستش را گرفتند بمجلس آوردند با صداى بلند گفت يا بنى اميّه تداولوا الخلافة فانّه لا جنّة و لا نار « 1 » . و نيز گفت يا بنى اميّه تلقّفوها تلقّف الكرة فو الّذى يحلف به ابو سفيان ما زلت ارجوها لكم و لتصيرنّ الى صبيانكم وراثة « 2 » . بكلّى آن قوم رسواى بىعقيده تمام طرق را مسدود نمودند و دست باغبانان معنوى و حقيقى را بالكل از تصرف در باغ كوتاه نمودند و مانع از ظهور آب حيات شدند كم كم شجرهء طيبه رو بضعف گذارد تا در دورهء خلافت يزيد پليد چيزى از عمر درخت شريعت باقى نمانده نزديك بود شجرهء طيّبهء لا إله الّا اللّه به كلى خشك شود و نام خدا از ميان برود و حقيقت دين محو گردد . بديهى است هر باغبان عالمى وقتى فهميد از هر طرف آفات بباغش روى كرده فورى بايد در مقام علاج برآيد و الا به كلى ثمرات باغش از ميان خواهد رفت . در آن موقع هم كه باغبانى باغ توحيد و رسالت بباغبان عالم دين حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام سپرده شده بود متوجه شد كه لجاج و عناد و الحاد بنى اميه كار را به جائى رسانيده كه نزديك است درخت توحيد خشك شود بلكه قصد دارند شجرهء طيّبه لا إله الّا اللّه را از ريشه بكنند و دور بيندازند قد مردانگى علم كرد فقط و فقط صرفا براى آبيارى باغ رسالت و تقويت شجرهء طيبهء لا إله الّا اللّه به سمت كربلا حركت كرد ولى به خوبى ميدانست بىآبى بريشهء درخت اثر كرده و ديگر آبهاى معمولى اثرى ندارد احتياج بتقويت قوى دارد .
هامش
( 1 ) ابو سفيان تشجيع مىكند فاميل خود را باينكه دولت بىپايان خلافت را دست بدست دهيد زيرا بهشت و دوزخى در كار نيست ( يعنى دروغ است ) . ( 2 ) اى بنى اميه بكوشيد و خلافت را مانند گوى بچنگ آوريد سوگند به آن چيزى كه قسم ميخورم به آن ( مراد بتها است كه هميشه به آن قسم ميخوردند ) پيوسته طالب و شايق يك همچو سلطنت و پادشاهى براى شما بوده‌ام شما هم آن را نگهبان باشيد تا به اولاد خود به ارث برسانيد .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 537 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )