ديگر از علم و عمل و اوامر اكيدهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس چرا ساعتى تأمل نكردند و آن حضرت را خبر ندادند تا از نظر و فكر و رأى صائب آن حضرت استمداد نمايند ؟ ! .
قطعا رمزى در كار بوده كه أهل علم و عقل و انصاف مات و مبهوتاند وقتى منصفانه قضاوت مينمايند بعمق حقيقت ميرسند و كوركورانه راهى را كه پيشينيان رفتهاند نمىروند و ميفهمند كه بازيگران سياسى براى آنكه على را از حق ثابت خود بر كنار كنند عجله و شتاب نموده بدون حضور آن حضرت و ساير اصحاب و اهل تقوى أبى بكر را بأريكه خلافت قرار دادند .
شيخ - بچه دليل شما ميفرمائيد كه فقط بايد پيروى از على بن ابى طالب كرّم اللّه وجهه نموده و آراء و اجماع صحابه رضى اللّه عنهم را در پردهء محاق گذارد .
بازهم بيان حقيقت در تعيين خلافت
داعى اولا ما نگفتيم كه آراء صحابه و اجماع آنها مورد احترام نمىباشد فرقى كه ما با شما داريم اينست كه شما بنام صحابى كه رسيديد و لو هر منافقى باشد اگر چه ابو هريرهاى كه خليفه عمر او را تازيانه مىزند و كذّابش ميخواند زانوى تسليم بر زمين ميگذاريد
ولى ما اينطور نيستيم آن صحابى در نزد ما اهميت دارد و قدمش را بر چشم ميگذاريم كه بشرائط مصاحبت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عمل نموده تابع هوا و هوس نگرديده و مطيع بلا شرط باوامر خدا و پيغمبر تا آخر عمر بوده .
ثانيا ما با دلائل محسوسه بر شما ثابت نموديم كه در سقيفه و روز بيعت براى خليفه ابى بكر اجماعى واقع نشده كه با رأى اجماع امت ابى بكر بخلافت تعيين گردد اگر جواب حسابى بر رد عرايض داعى داريد بفرمائيد تا آقايان حاضرين در مجلس قضاوت به حق كنند و بنده هم در مقابل آراء اجماع سر تسليم فرود آورم . اگر شما در كتب اخبار خود نشان داديد كه در سقيفه تمام امت يا لا اقل بعقيدهء شما تمام عقلاء قوم جمع شدند و باجماع رأى دادند كه بايد ابى بكر خليفه شود ما تسليم ميشويم .
و اگر جز دو نفر ( عمر و ابو عبيده ) و عدهاى از قبيلهء اوس نظر بمخالفت و عداوت سابقه دار با قبيله خزرج ديگران بيعت نكردند تصديق نمائيد كه ما بيراهه نميرويم .