از جمله روايات و نصوص وارده كه امت مجبورند در حوادث و انقلابات پيرو على عليه السّلام باشند حديث معروف عمار ياسر است كه اكابر علماء شما از قبيل حافظ ابى نعيم اصفهانى در حليه و محمّد بن طلحه شافعى در مطالب السئول و بلاذرى در تاريخ خود و شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 43 ينابيع الموده از حموينى و مير سيد على همدانى شافعى در مودة پنجم از مودة القربى و ديلمى در فردوس و ديگران از موثقين علماء شما حديث مفصلى از ابو ايوب انصارى نقل نمودهاند كه وقت مجلس اقتضاى ذكر تمام آن حديث را ندارد ولى خلاصه نتيجه آن حديث اينست كه وقتى سؤال نمودند از ابو ايوب ( بلكه اعتراض نمودند به او ) كه چرا رفتى به طرف على بن أبي طالب عليه السّلام و با ابى بكر بيعت ننمودى در جواب گفت روزى خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم عمار ياسر وارد شد از آن حضرت سؤالى نمود حضرت ضمن صحبت فرمود : يا عمّار ان سلك الناس كلّهم واديا و سلك علىّ واديا فاسلك وادى علىّ و خلّ عن الناس ، يا عمّار علىّ لا يردّك عن هدى و لا يدلّك على ردى ، يا عمّار طاعة على طاعتى و طاعتى طاعة اللّه « 1 » .
آيا سزاوار بود با اين نصوص ظاهره و أوامر وارده كه در كتب معتبرهء خودتان ضبط است با مخالفت صريحى كه على عليه السّلام با خلافت ابى بكر كرد و لو ساير امت از بنى هاشم و بنى اميّه و كبار صحابه و عقلاء قوم از مهاجر و انصار هم با او همراه نبودند ( با آنكه همراه بودند ) راه على را بگذارند و پيروى از راهنماى ديگرى بنمايند لا اقل مىخواستند آن قدر صبر نمايند تا على بيايد و رأى و نظر او را بگيرند .
( صداى مؤذّن اعلام نماز عشاء نمود آقايان برخاستند براى اداء فريضه پس از ختم نماز و صرف چاى آقاى حافظ افتتاح كلام نمودند ) .
حافظ - صاحب شما ضمن بياناتتان دو كلام عجيب فرموديد اولا مكرر ميفرمائيد ابو عبيدهء قبر كن از كجا معلوم شد كه اين مرد محترم قبر كن بوده است - ثانيا فرموديد
هامش
( 1 ) اى عمار اگر تمام مردم براهى ميروند و على تنها راه ديگر پس براهى برو كه على ميرود و بىنياز شو از همه مردم اى عمار على ترا از هدايت بر نگرداند و دلالت بر هلاكت ننمايد اى عمار اطاعت على اطاعت من است و اطاعت من اطاعت خداست .