چنانچه اكابر علماء خودتان از قبيل طبرى و ابن ابى الحديد و ديگران نوشتهاند كه عمر مىگفت خلافت أبى بكر با عجله و فوريّت بغتة انجام و صورت گرفت خداوند امر او را بخير فرمايد .
رد بر قول عمر كه گفت نبوت و سلطنت در يك جا جمع نگردد
و اما دليل ديگر شما استنادا بقول خليفه عمر كه گفته نبوت و سلطنت در يك خانواده جميع نميشود نيز مردود است بنصّ صريح آيه 57 سورهء 4 ( نساء ) كه ميفرمايد
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً
« 1 » .
پس به حكم اين آيهء شريفه اين دليل شما مردود است و قطعا اين حديث ضعيف و بلكه از موضوعات است كه بخليفه عمر نسبت دادهاند چه آنكه هرگز رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر خلاف نصّ صريح قرآن كريم سخنى نفرمايد و اين آيه خود ادلّ دليل است بر اينكه نبوت و سلطنت ممكن است با هم جمع گردد ( چنانچه در آل ابراهيم و ديگران جمع گرديد ) .
علاوه بر اين مقام خلافت جزئى از اجزاء نبوت است بلكه خاتمهء مقام نبوت است سلطنت و پادشاهى نيست كه شما بگوئيد در يك خانواده جمع نميشود .
اگر جناب هارون عليه السّلام برادر حضرت موسى عليه السّلام از خلافت موسى بر كنار است على هم بايد از خلافت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر كنار باشد و چنانچه نبوت و خلافت در موسى و هارون عليهما السّلام جمع شد به حكم قرآن - قطعا در محمّد و على عليهما الصّلاة و السّلام هم جمع مىشود بمناسبت حديث منزلة كه در ليالى قبل عرض كردم پس اين حديث شما قطعا از موضوعات امويها و مجعول و مردود است و از همه طرف غير قابل قبول است .
و اگر نبوت و خلافت ( يا بقول خليفه عمر سلطنت ) در يك جا جمع نمىشود پس چرا
هامش
( 1 ) آيا حسد ميورزند مردم با آنچه خدا آنها را بفضل خود برخوردار نموده پس بتحقيق ما بر آل ابراهيم كتاب و حكمت فرستاديم و به آنها ملك و سلطنت بزرگ عطا كرديم .