ثالثا انتقاد ما به اين جمله اينست كه عقلاء عالم را بقضاوت ميپذيريم كه آيا سه نفر صحابى مىتوانند زمام امور يك ملتى را بدست گرفته ميان خودشان با تعارف ( يا بقول عوام ايرانيها ) جنگ زرگرى دو نفر با يك نفر بيعت نموده و بعد مردم را با تهديد و شمشير و آتش و اهانت مرعوب و مجبور نمايند بتسليم نقشهء آنها قطعا جواب منفى است .
باز تكرار مطلب نموده عرض مينمايم كه ايراد ما باينست كه آن روز وقتى آن سه نفر ( ابى بكر و عمر و ابو عبيده جراح ) بسقيفه رفتند ديدند صحبت از خلافت است چرا استمداد از رجال قوم و عقلاء و كبار از صحابه كه عدّهاى در منزل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و جمعى در اردوى اسامه بودند ننمودند .
شيخ - ما ميگوئيم غفلتى شده يا نشده در آن روز حاضر نبوديم ببينيم آنها در چه محظورى گير كرده بودند ولى امروز كه در مقابل عمل واقع شده قرار گرفتيم و لو بمرور هم اجماع واقع شده باشد نبايد در مقابل آن اجماع ايستادگى نمائيم بلكه بايد سر تعظيم در مقابل آنها خم نموده راهى كه آنها رفتند برويم .
داعى - به به باستدلال شما آفرين بفكر و عقيده شما كه ميخواهيد بما تحميل كنيد كه دين مقدس اسلام دين كوركورانه مىباشد كه اگر هر دو سه نفرى در يك جا جمع شدند رأى و نظرى دادند و عدّهاى هم اطراف آنها را گرفتند و هوچىگرى كردند ساير مسلمين چون در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند كوركورانه تسليم گردند ؟ ! اين است معناى دين پاك خاتميّت كه صريحا در آيه 19 سوره 29 ( زمر ) مىفرمايد :
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
« 1 » .
و حال آنكه دين مقدس اسلام دين تحقيقى است نه تقليدى آن هم تقليد از ابو عبيدهء ( قبر كن ) معروف بجراح ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خود راه را به روى ما باز كرده و بما نشان داده كه هرگاه امت دو دسته شدند ما در كدام يك از آن دو دسته وارد شويم تا نجات يابيم ميفرمائيد بچه دليل ما بايد پيرو أمير المؤمنين عليه السّلام باشيم جوابش آشكار است بدليل آيات قرآنيه و احاديث متقنهء مندرجه در كتب معتبرهء خودتان .
هامش
( 1 ) « اى رسول » بلطف و رحمت من بشارت آر آن بندگانى كه چون سخن بشنوند پس متابعت كنند نيكوتر آن را ( يعنى تحقيق كنند نه كوركورانه به راه غير معلوم بروند ) .