كه على و بنى هاشم و أصحاب در بيعت وارد نشدند و مخالفت هم نمودند در صورتى كه جميع ارباب حديث و تاريخ نوشتهاند كه على و بنى هاشم و اصحاب همگى بيعت نمودند .
داعى - گويا آقايان در نوشتجات علماء خود هم دقيق نميشود اولا راجع باينكه ابو عبيده قبركن بوده ما نگفتيم در كتب خودتان ثبت است مراجعه نمائيد به ص 266 و 267 جلد پنجم البداية و النهاية تأليف ابن كثير شامى كه در باب دفن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نوشته كه چون ابو عبيدهء جرّاح مانند قبرهاى اهل مكّه حفر ميكرد لذا جناب عباس يكى را بدنبال ابى طلحه قبركن مدينه فرستاد و يكى را هم در پى ابو عبيده فرستاد تا تهيه قبر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بنمايند .
ثانيا فرموديد كه على عليه السّلام و بنى هاشم و اصحاب همگى بيعت نمودند بلى شما كلمهء بيعت نمودند را ميخوانيد اما تعمّق در حقيقت نمينمائيد كه چه وقت بيعت نمودند و چگونه نمودند جميع علماء حديث و بزرگان از مورخين خودتان نوشتهاند كه على عليه السّلام و بنى هاشم ( ظاهرا ) بيعت نمودند ولى بعد از شش ماه آن هم بجبر و فشار و تهديد بشمشير و قتل و اهانتهاى بسيارى كه به آن بزرگوار نمودند و محروميتهائى كه براى آنها فراهم ساختند .
حافظ - از مثل شما شخص شريفى بعيد است كه تفوّه كنيد بكلمات و عقايد عوام شيعه كه ميگويند على را جبرا كشيدند و بردند و تهديد بقتلش نمودند و حال آنكه آن جناب همان روزهاى اول با كمال ميل و رغبت تسليم بخلافت ابى بكر گرديد .
بيعت على و بنى هاشم با تهديد و بعد از شش ماه بود
داعى - اينكه فرموديد بيعت على عليه السّلام و بنى هاشم فورى بود گمان ميكنم عمدا سهو نموديد چه آنكه عموم مورخين شما نوشتهاند بيعت على عليه السّلام بعد از وفات فاطمه سلام اللّه عليها بوده چنانچه بخارى در ص 37 جلد سوم صحيح باب غزوهء خيبر - و مسلم بن حجاج در ص 154 جلد پنجم صحيح باب قول النبى لا نورث نقل مينمايد كه بيعت على عليه السّلام بعد از وفات فاطمه سلام اللّه عليها بوده است و همچنين عبد اللّه بن مسلم بن قتيبه دينورى متوفى سال 276 قمرى در آخر ص 14 الامامة و السياسة گويد