از عباس عمّ بزرگوار پيغمبر و على بن أبي طالب كه جان خود را در راه اين دين گذارده و يا ديگران از كبار صحابه و بنى هاشم دلسوزتر بودند و اگر آن مقدارى كه آنجا حرف زدند تأمل مىنمودند و يا ابى بكر و عمر حرف ميزدند و مجلس را سر گرم مىنمودند و ابو عبيده يا ديگرى را فورى مىفرستادند عباس و على را خبر مىدادند و اعلام خطر مىنمودند كه بفوريت بيايند آيا اگر ساعتى صبر مىنمودند تا آن بزرگواران بيايند اسلام از ميان ميرفت و فتنهاى برپا مىشد كه جلو آن را نميتوانستند گرفت ؟ ! ! .
انصاف دهيد كه قطعا اگر قدرى صبر ميكردند لااقل بنى هاشم و كبار از صحابه با عبّاس و على را خبر ميكردند كه در سقيفه حاضر شوند بر تقويت آن سه نفر اگر حق ميگفتند افزوده ميشد و اختلاف كلمه در اسلام پيدا نمىشد كه امشب بعد از هزار و سيصد و سى و پنج سال ( تاريخ زمان مذاكره ) ما و شما برادران مسلمان هم در اين مجلس مقابل هم قرار نمىگرفتيم بلكه تمام قوا را بهم داده و با دشمنان اصلى بجنگ برميخاستيم .
پس تصديق كنيد هر چه بر سر اسلام آمد از آن روز آمد و آن نبود مگر در اثر تعجيلى كه آن سه نفر به كار بردند و مقاصد پنهانى خود را آشكار نمودند .
نواب - قبله صاحب پس سبب چه بود كه آن همه عجله به كار بردند كه بفرمودهء شما حاضرين مسجد و خانه پيغمبر را هم خبر ندادند .
داعى - قطع بدانيد علة تعجيل در عمل آن بود كه ميدانستند اگر صبر كنند تا تمام مسلمانها حاضر شوند يا لااقل أكابر اردوى اسامة بن زيد و بزرگان صحابه حاضر در مدينه و بنى هاشم و غيره همگى حاضر شوند و شركت در شور نمايند حتما در ميان اشخاصى كه اسم برده ميشد نام على عليه السّلام هم بميان مىآمد و اگر نام على يا عباس در آن مجمع برده ميشد طرفداران حق و حقيقت با دلائل واضحهاى كه در دست بود كلاه آنها را پشت معركهء سياست مىانداختند لذا عجله نمودند كه تا بنى هاشم و كبار صحابه به غسل و كفن و دفن پيغمبر مشغولاند كار خود را بنمايند و أبى بكر را به آن وضع دو نفرى بخلافت بر قرار نمايند چنانچه كردند تا امشب آقايان نامش را اجماع مسلمين بگذارند .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 501
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٥٠١