پس معلوم شد كه اين شرط سالخوردگى شما پوچ اندر پوچ و بىمغز و معنى مىباشد و از شرائط نبوت و ولايت و خلافت ابدا كبر سن نميباشد .
بلكه شرط اصلى خلافت مانند نبوت جامعيت كامل است كه مورد پسند و قبول پروردگار باشد و هر فردى كه جامع جميع صفات عاليه شد خواه پير و يا جوان خداوند او را بمقام خلافت برگزيند و بوسيله نبى و رسول مكرم بمردم معرفى فرمايد و بر مردم است كه اطاعت او را مانند اطاعت خدا و پيغمبر بنمايند .
دليل بزرگ ديگرى كه بيادم آمد و ميتوان آن را بزرگتر دليل بر ابطال خلافت آنها دانست مخالفت شخص امير المؤمنين و فارق بين حق و باطل على بن أبي طالب عليه السّلام مىباشد از آن اجماع ساختگى .
على عليه السّلام فارق بين حق و باطل است
چه آنكه وجود على عليه السّلام بنا بفرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فارق بين حق و باطل بوده است چنانچه علماء بزرگ شما اخبار بسيارى در اين باب نقل نمودهاند .
از جمله شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 16 ينابيع الموده از كتاب السبعين فى فضائل امير المؤمنين و امام الحرم الشريف ابى جعفر احمد بن عبد اللّه شافعى حديث دوازدهم از هفتاد حديث را از فردوس ديلمى و مير سيد على همدانى شافعى در مودت ششم از مودة القربى و حافظ در امالى و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در باب 44 كفايت الطالب سه خبر مسندا از ابن عباس و ابى ليلى غفارى و ابى ذر غفارى همگى بمختصر تفاوت و كم و زيادى در الفاظ و عبارات و اتحاد در جمله آخر حديث از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نمودهاند كه فرمود :
ستكون من بعدى فتنة فاذا كان ذلك فالزموا على بن أبي طالب انّه اوّل من يرانى و اوّل من يصافحني يوم القيمة و هو معى فى السماء العليا و هو الفاروق بين الحق و الباطل « 1 » .
هامش
( 1 ) زود است بعد از من فتنهاى برپا شود پس اگر چنين شد شما ملزم هستيد با على بن أبي طالب باشيد چون اوست اول كسى كه مرا ميبيند و با من مصافحه مينمايد روز قيامت و او با من است در مرتبه بلند و عليا و اوست جداكننده بين حق و باطل .