تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
جاى ترديد نيست كه اجماعى واقع نشد بلكه اكثريت هم وقوع پيدا ننمود چنانچه ابن عبد البر قرطبى كه از بزرگان علماى خودتان است در استيعاب و ابن حجر در اصابه و ديگران گويند سعد بن عباده انصارى كه مدعى مقام خلافت بود بابى بكر و عمر ابدا بيعت نكرد و آنها هم متعرّض او نشدند چون صاحب قبيله بود از ترس آن كه مبادا توليد فساد شود لذا سعد بشام رفت بروايت روضة الصفا بتحريك يكى از عظما و بزرگان ( كه عند العقلاء معلومست چه كس بوده كه حكمش نافذ بوده ) شبانه تيرى بر او زدند و كشته شد و نسبتش را باجنّه دادند ( ولى بروايت مورّخين - زننده تير خالد بن وليد بود كه بعد از كشتن مالك بن نويره و تصرف عيال او در اوّل خلافت ابى بكر - مغضوب غضب خليفهء ثانى عمر بود تا در دورهء خلافت او خواست خود را نزد خليفه پاك كند چنان كه كرد ؟ لذا شبانه با تير او را زد معروف شد اجنّه او را كشتند ) . شما را به خدا آقايان عادت و تعصّب را كنار بگذاريد و قدرى فكر كنيد اين چگونه اجماعى بوده كه على بن أبي طالب عليه السّلام و عباس عمّ اكرم رسول اللّه و ابن عباس و تمام بنى هاشم - عترت و اهل بيت پيغمبر - و بنى اميّه و أنصار در او داخل نبودند . حافظ - چون احتمال فساد ميرفت و به تمام امت هم دسترسى نداشتند ناچار با عجله و شتاب به همان عدّهء حاضر در سقيفه اكتفا نموده بيعت نمودند بعدها امّت تسليم شدند . داعى - بر رجال و بزرگان صحابه و عقلاى قوم خارج از مدينه دست نداشتند شما را به خدا انصاف دهيد اگر دسيسه‌اى در كار نبوده چرا حاضرين مدينه را خبر نكردند در مجلس شور حاضر گردند آيا نظر و رأى عباس ( شيخ القبيله ) عمّ اكرم رسول اللّه و على بن أبي طالب داماد آن حضرت و بنى هاشم و كبار صحابهء حاضر در مدينه لازم نبود فقط رأى و نظر عمر و أبو عبيدهء جرّاح كفايت از حال عموم مىنمود فاعتبروا يا اولى الابصار ! ! ! پس دليل اجماع شما عموما و خصوصا كه عقلاء و كبار از صحابه از مهاجر و