يعنى هرگاه كافّهء امت پيغمبر اتفاق بر امرى نمودند آن امر خطاء نميباشد .
ما هم اين مطلب را قبول داريم كه اجتماع تمام امت بدون استثناء فردى منتج نتيجه خواهد بود .
زيرا كه خداوند از خواصّ اين امت قرار داده كه پيوسته در ميان آنها طايفهاى باشند كه حق با ايشان و ايشان با حق ميباشند يعنى حجّة و نمايندهء خدا حتما در ميان آنها مىباشد - و قطعا در موقع اجتماع جميع امت آن طايفه اهل حق و حجّة خدا در ميان آنها خواهند بود و مانع خواهند شد كه امت راه خطاء و ضلالت بپيمايند .
اگر قدرى دقيق شويد و خوب فكر نمائيد خواهيد ديد كه اين حديث ( بر فرض صحت ) ابدا دلالت ندارد بر ثبوت آنكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حق تعيين خلافت را ( از خود ساقط ) و بامت واگذار نموده باشد .
و اگر قول و عقيدهء جنابعالى صحيح باشد كه آن حضرت صاحب دين كامل و اكمل با بيان لا تجتمع امتى على الخطاء و يا على الضلالة حق تعيين خلافت را از خود ساقط و بامت واگذار نموده باشد ( و حال آنكه همچو دلالتى ابدا ندارد ) قطعا اين حق عموم امت است - يعنى مسلمين عموما چون در امر خلافت ذىنفعاند لذا در رأى خلافت بايد همگى دخالت داشته باشند يعنى بعد از وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بايستى جميع امت جمع گردند و شور نمايند يك فرد كاملى را برأى اجماع عموم امت بخلافت برقرار نمايند .
اينك از شما سؤال مينمايم كه آيا در آن چند روزه وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سر پوشيدهء كوچكى بنام سقيفه كه نداى خلافت ابى بكر بر خواست چنين اجماعى كه تمام مسلمين متّفقا رأى داده باشند واقع شده يا خير .
حافظ - بيان غريبى فرموديد در مدت دو سال و اندى كه ابى بكر رضى اللّه عنه بمسند خلافت بر قرار گرديد عموم مسلمين در تحت تبعيت و انقياد فرمانبردارى از ايشان نمودند اين خود معنى اجماع است كه دليل بر حقّانيّت است .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 483
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٤٨٣