حافظ - چون امر خلافت مهم بود و ممكن بود دسيسههائى به كار رود فرصت آنكه مسلمين بلاد را خبر بدهند نبود لذا ابى بكر و عمر رضى اللّه عنهما وقتى شنيدند عدّهاى از انصار در آنجا جمعاند با عجله خود را رسانيدند صحبتهائى نمودند عمر كه مردى سياست مدار بود صلاح امت را چنان ديد با ابى بكر بيعت نمايد عدّهاى هم تبعيت نموده بيعت نمودند - ولى جمعى از انصار و قبيلهء خزرج پيروى از سعد بن عباده نموده بيعت ننموده از سقيفه خارج شدند اين بود جهت عجله در اين كار - .
داعى - پس خودتان تصديق نموديد چنانچه جميع مورخين و اكابر علماء خودتان هم تصديق نمودهاند در روز سقيفه كه اول كار بود اجماعى واقع نشد ابى بكر روى حسن سياست بعمر و ابو عبيده جراح تعارف كرد آنها هم تعارف را برگرداندند و گفتند تو اولى و اليق هستى - روى سياست فورى بيعت نمودند چند نفر حاضر هم كه عدّهاى از قبيلهء اوس بودند روى سابقهء عداوتى كه با خزرجيها داشتند براى آنكه آنها جلو نيفتند و سعد بن عباده امير نگردد بيعت نمودند تا بعدها بمرور توسعه پيدا نمود . و حال آنكه دليل اجماع اگر متقن بود ميبايستى صبر كنند تا همگى امت ( يا عقلاء بقول شما ) جمع شوند و در ميان شور عموم اخذ رأى شود تا مسأله اجماع صورت حقيقت پيدا كند .
حافظ - عرض كردم بواسطهء آنكه دسيسههائى در كار بود دو قبيله اوس و خزرج در سقيفه جمع بودند و ميان خود نزاع داشتند - و هر يك ميخواستند امارت و حكومت مسلمين را از خود معين نمايند - بديهى است كوچكترين غفلت بنفع انصار تمام ميشد و دست مهاجرين از كار كوتاه ميگرديد - به همين جهت ناچار بودند تعجيل در عمل نمايند .
داعى - ما هم غمض عين نموده بگفتهء شما تسليم ميشويم و از فرموده خودتان اتخاذ سند مىكنيم و بنابر آنچه مورخين خودتان مانند محمد بن جرير طبرى در ص 457 جلد دوم تاريخ خود و ديگران نوشتهاند مسلمانان در سقيفه براى شور در امر خلافت جمع نشدند بلكه دو قبيله اوس و خزرج ميخواستند براى خودشان تعيين امير نمايند .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٤٨٦