قول با فضليت امير المؤمنين عليه السّلام اختصاص به امام احمد ندارد بلكه اكثر علماء منصف شما تصديق اين معنى را نمودهاند چنانچه ابن ابى الحديد معتزلى در ص 46 جلد اول شرح نهج البلاغه گويد انّه عليه السّلام كان اولى بالامر و احقّ لا على وجه النص بل على وجه الافضليّة فانّه افضل البشر بعد رسول اللّه و احقّ بالخلافة من جميع المسلمين « 1 » .
شما را بذات ذو الجلال پروردگار عالميان قسم قدرى منصفانه فكر كنيد ببينيد آيا بىانصافى نيست كه فقط روى عادت و تقليد از اسلاف و گذشتگان بدون فكر و تأمل كسانى را كه فاقد اين صفات بودهاند مقدم دارند بچنين شخصيت بزرگى بدون دليل و برهان آيا عقلاء و فضلاء به مقدار فكر و فهم گذشتگان نميخندند كه روى سياست و دستهبندى افضل امت را خانهنشين نموده و مفضول به تمام معنى را بر مسند خلافت بر قرار نمايند - و لا اقل در سقيفه آن بزرگوار را براى شور در امر بزرگى مانند خلافت خبر ننمايند . تا به كلى متروك گردد ؟ !
حافظ - ما بىانصافيم يا جنابعالى كه ميفرمائيد بدون دليل و برهان اصحاب پيغمبر ديگران را مقدم دانسته و خلافت را بردهاند واقعا شما همهء ما را بىفكر و نادان و مقلد بىپروپا فرض كردهايد كدام دليل بالاتر از دليل اجماع است كه تمام صحابه و امت اجماعا بر خلافت ابى بكر حكم نموده و تسليم شدند حتّى مولانا على كرم اللّه وجهه
مخالفين گويند تمسك باجماع حق است ؟
بديهى است اجماع امت حجّة است و اطاعت آن اجماع واجب زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود لا تجتمع امتى على الخطاء - لا تجتمع امّتى على الضلالة « 2 » پس ما كوركورانه دنبال اسلاف و گذشتگان خود نرفته وقتى تمام امت روز اول بعد از وفات پيغمبر اجماعا صحّه بر خلافت ابى بكر گذاردند و ما
هامش
( 1 ) على عليه السّلام اولى و احق بامر ولايت بود از جهت افضليت نه از جهت نص زيرا كه او افضل تمام بشر بود بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم و احق بمقام خلافت از تمام مسلمانان .
( 2 ) امت من اجتماع بر خطاء و ضلالت و گمراهى نمينمايند .