تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
زيرا كه دلائل آن حضرت از روى كتب معتبره‌اى كه در دست آنها بود بر اثبات حقانيّت خود و اينكه حضرت عيسى خبر آمدن آن حضرت را با علايم و آثار داده و نصارى روى اخبار حضرت روح اللّه انتظار چنين ظهورى را دارند كه سوار بر شتر از كوههاى فاران ( در مكّه ) ظاهر و ما بين عير و احد ( كه در مدينه است ) مهاجرت مينمايد باندازه‌اى قوى بود كه جوابى نداشتند جز آنكه تسليم گردند . ولى حبّ جاه و مسند و مقام نگذارد كه تسليم گردند . چون از اسلام و تسليم سر پيچيدند رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حسب الامر پروردگار به آنها پيش نهاد مباهله نمود تا صادق از كاذب جدا گردد نصارى قبول كردند اين امر موكول بروز بعد شد .

آماده شدن نصارى براى مباهله

فردا كه روز وعده‌گاه بود تمام جمعيت نصارى باتّفاق زياده از هفتاد نفر از علماى خود در بيرون دروازهء مدينه دامنهء كوه يك طرف ايستاده و منتظر بودند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لا بد با طمطراق و تشكيلات بسيار عالى با جمعيت فراوان براى مرعوب كردن آنها تشريف فرما شود . ناگاه در قلعه مدينه بازشد و خاتم الانبياء بيرون آمد در حالتى كه جوانى در طرف راست و زن محجوبهء مجلّله‌اى در طرف چپ و دو بچه در مقابل روى آن حضرت آمدند تا در زير درختى مقابل نصارى قرار گرفتند ( و ديگر احدى با آنها بيرون نيامد ) اسقف نصرانى اعلم علماى آنها سؤال كرد از مترجمين اينها كيستند كه با محمّد بيرون آمدند گفتند آن جوان داماد و پسر عمّش على بن أبي طالب و آن زن دخترش فاطمه و آن دو پسر بچه نوه و دخترزادگان او حسن و حسين‌اند . اسقف بعلماى نصرانى گفت ببينيد محمّد چگونه مطمئن است كه خويشان نزديك و فرزندان و خاصّان و عزيزترين عزيزان خود را بمباهله آورده و در معرض بلا قرار داده و اللّه اگر او را ترديدى يا خوفى در اين باب بودى هرگز ايشان را اختيار نكردى و حتما از مباهله احتراز نمودى و يا لااقل عزيزان خود را از اين حادثه بر كنار گذاردى ابدا مصلحت نيست كه با او مباهله كنيم اگر جهة خوف از قيصر روم نبود
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 466 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )