تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
آن حضرت چنانچه جميع علماء متعصّب خودتان از قبيل زمخشرى و بيضاوى و فخر رازى و غير ايشان نوشته‌اند . و مخصوصا جار اللّه زمخشرى در ذيل اين آيه شريفه با مشروحهء مفصّله ذكر حقايقى از اجتماع اين پنج تن آل عبا را نموده تا آنجا كه گويد اين آيه بزرگ‌تر دليلى است كه اقواى از اين دليل بر افضليت اصحاب عبا كه با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زير عبا جمع شدند نميباشد . رابعا آنكه امير المؤمنين على عليه السّلام از جميع أصحاب پيغمبر بالاتر و افضل از همه بوده بدليل آنكه خداوند متعال او را نفس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آيه شريفه خوانده است بديهى است مراد از انفسنا نفس شخص حضرت محمّد خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيست زيرا كه دعوت اقتضاى مغايرت دارد و انسان هرگز مأمور نميشود كه خود را بخواند پس بايد مراد دعوت ديگرى باشد كه بمنزله نفس پيغمبر است . و چون باتفاق موثّقين مفسّرين و محدثين فريقين ( شيعه و سنّى ) غير از على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السّلام احدى با آن حضرت در مباهله حاضر نبوده‌اند پس با جمله ابنائنا و ابنائكم حسنين عليهما السّلام و با نساءنا و نساءكم حضرت زهرا سلام اللّه عليها خارج ميشوند و ديگر كسى كه به انفسنا تعبير كرده شود در آن هيئت مقدسه جز أمير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام نبوده پس از همين جمله انفسنا است كه اتحاد نفسانى بين محمّد و على عليهما السّلام ثابت مىشود كه حق تعالى جلّت عظمته على را نفس محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خوانده و چون اتحاد حقيقى ميان دو نفس محال است پس قطعا مراد اتحاد مجاز است . آقايان بهتر ميدانند كه در علم اصول وارد است كه حمل لفظ بر اقرب مجازات اوليست از حمل بر ابعد و اقرب مجازات تساوى در جميع امور و شركت در جميع كمالات است مگر آنچه بدليل خارج شود و ما قبلا عرض كرديم كه آنچه بدليل و اجماع خارج است نبوت خاصّه آن حضرت و نزول وحى است كه على عليه السّلام را با پيغمبر معظّم در اين خصيصه شريك نميدانيم .