المخلوق و اصلّى على غير وضوء ولى فى الارض ما ليس للّه فى السماء « 1 » .
عمر از اين كلمات غضبناك گرديد خواست او را اذيت كند در همان بين امير المؤمنين على عليه السّلام رسيد آثار غضب را در صورت عمر ديد فرمود از چه جهة غضبناكى قضيه را نقل نمود حضرت فرمود مطلب مهمى نيست تمام را صحيح گفته .
مراد از حق كه از او كراهت دارد مرگ است و مراد از فتنه كه دوست ميدارد مال و اولاد است و اينكه گفته شهادت مىدهم به چيزى كه نديدهام يعنى شهادت مىدهم بوحدانيت خدا و مرگ و قيامت و بهشت و دوزخ و صراط كه هيچكدام را نديده است و اينكه گفته حفظ ميكنم غير مخلوق را مرادش قرآن است كه مخلوق نيست و اينكه گفته بدون وضو صلوات ميفرستم يعنى صلوات برسول خدا كه جائز است بىوضو صلوات فرستادن و اينكه گفته براى من است در زمين چيزى كه نيست براى خدا در آسمان يعنى براى من زوجهايست كه خداى تعالى مبراى از زوجه و اولاد مىباشد .
عمر گفت كاد يهلك ابن الخطّاب لو لا علىّ بن أبي طالب « 2 » .
آنگاه مؤلف گنجى گويد اين مطلب ( كه خليفه ميگفت اگر على نبود عمر هلاك ميشد ) ثابت است نزد اهل خبر و جمع كثيرى از اهل سير او را نقل نمودهاند .
و صاحب مناقب گويد مكرّر خليفه عمر رضى اللّه عنه ميگفت لا عشت فى امة لست فيها يا ابا الحسن « 3 » .
و نيز ميگفت عقمت النساء ان يلدن مثل علىّ بن أبي طالب « 4 » .
و محمّد بن طلحه شافعى در مطالب السئول و شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 14 ينابيع الموده از ترمذى نقلا از ابن عباس خبر مفصّلى نقل نموده كه در آخر آن خبر گويد كانت الصحابة رضى اللّه عنهم يرجعون اليه عليه السّلام فى احكام الكتاب و يأخذون
هامش
( 1 ) صبح كردم در حالتى كه اكراه دارم از حق و دوست ميدارم فتنه را و شهادت مىدهم به چيزى كه نديدهام او را و حفظ مينمايم غير مخلوق را و صلوات ميفرستم بدون وضو و براى من است در زمين چيزى كه نيست براى خدا در آسمان .
( 2 ) نزديك بود عمر هلاك شود اگر على نرسيده بود .
( 3 ) نباشم در امتى كه تو در آن امت نباشى يا ابا الحسن ( كنية على عليه السّلام بود ) .
( 4 ) عقيماند زنان بزايند مثل و مانند على بن أبي طالب ( ع ) .