و اما اينكه فرموديد مراد از اشدّاء على الكفّار خليفه ثانى عمر بن الخطّاب بوده است فقط بمحض ادعاء از شما قبول نميشود بايد ديد كه آيا اين صفت هم با حال موصوف مطابقه مينمايد يا خير چنانچه مطابقه نمايد بجان و دل مىپذيريم .
در مباحثات علمى و مناظرات دينى شدتى براى عمر نبوده
بديهى است شدت و غلظت در دو جهت متصور است يكى در مباحث علمى و محاورات دينى كه در مقابل علماى بيگانه شديد البيان بوده باشد يا در ميدانهاى جنگ و جهاد فى سبيل اللّه شخصا رشادت و شجاعت و غلظتى به كار برده باشد .
اما در موضوع محاورات دينى و مناظرات علمى براى خليفه عمر ابدا در تاريخ رشادتى ديده نشده و آنچه در كتب اخبار و تواريخ فريقين ( شيعه و سنّى ) حتى بيگانگان سير نموديم غلظت و شدتى براى خليفه عمر از اين دو جهة نديديم .
چنانچه آقايان محترم همچون هنر علمى و محاوره دينى و مباحثات با علماى بيگانه از خليفه عمر در تاريخ عمرش نظر داريد بيان نمائيد خيلى ممنون خواهم شد كه بر معلومات داعى افزوده خواهد شد .
اقرار عمر برترى على را بر خودش علما و عملا
ولى آنچه داعى اطلاع دارم و بزرگان علماى خودتان در كتب معتبرهء خود ضبط نمودهاند در ادوار خلافت خلفاء در جميع موضوعات علمى و دينى حلّال مشكلات مولانا امير المؤمنين على عليه السّلام بوده .
با همه اخبارى كه امويها و بكريون و علاقهمندان به آنها در فضايل آنها جعل نمودند ( چنانچه علماى خودتان در كتب جرح و تعديل نوشتهاند ) مع ذلك نتوانستند اين حقايق را بپوشانند كه هر زمانى كه علماى يهود و نصارى و ساير فرق از مخالفين نزد ابو بكر و عمر و عثمان در زمان زمامدارى آنها مىآمدند يا مىنوشتند و مسائل مشكله سؤال ميكردند ناچار متوسل ميشدند بذيل عناى مولانا على عليه السّلام و ميگفتند اين سؤالات مشكل و پيچيده را احدى نتواند جواب دهد جز على بن أبي طالب .