ابن اثير جزرى متوفى سال 630 در ص 22 جلد چهارم اسد الغابه « 8 » جلال الدين سيوطى در ص 66 تاريخ الخلفاء « 9 » ابن عبد البر قرطبى متوفى سال 463 در ص 474 جلد دوم استيعاب « 10 » سيد مؤمن شبلنجى در ص 73 نور الابصار « 11 » شهاب الدين احمد بن عبد القادر عجيلى در ذخيرة المآل « 12 » محمّد بن على الصبان در ص 152 اسعاف الراغبين « 13 » نور الدين بن صباغ مالكى متوفى سال 855 در ص 18 فصول المهمّه « 14 » نور الدين على بن عبد اللّه سمهودى متوفى سال 911 در جواهر العقدين « 15 » ابن ابى الحديد معتزلى متوفى سال 655 در ص 6 جلد اول شرح نهج البلاغه « 16 » علامه قوشچى در ص 407 شرح تجريد « 17 » خطيب خوارزمى در ص 48 و 60 مناقب « 18 » محمّد بن طلحه شافعى در ص 29 ضمن فصل ششم مطالب السئول « 19 » امام احمد بن حنبل در فضائل و مسند « 20 » سبط ابن جوزى در ص 85 و 87 تذكره « 21 » امام ثعلبى در تفسير كشف البيان « 22 » علامه ابن قيم جوزى در ص 41 تا ص 53 طرق الحكمية ضمن نقل قضاياى عديده از آن حضرت « 23 » محمّد بن يوسف گنجى شافعى متوفى سال 658 در باب 57 كفايت الطالب « 24 » ابن ماجه قزوينى در سنن « 25 » ابن مغازلى شافعى در مناقب « 26 » ابراهيم بن محمّد حموينى در فرائد « 27 » محمّد بن على بن الحسن الحكيم ترمذى در شرح فتح المبين « 28 » ديلمى در فردوس « 29 » شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 14 ينابيع المودّه « 30 » حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء و ما نزل القرآن فى على و بسيارى ديگر از اجلّه علماء خودتان باختلاف الفاظ و عبارات نقل اقوال خليفه عمر را نمودهاند و غالبا با ذكر موارد قضاياى وارده آوردهاند كه ميگفت لو لا علىّ لهلك عمر .
اشاره ببعض مواردى كه على ( ع ) خلفا را نجات داده و آنها اقرار نمودند كه اگر على نبود هلاك شده بودند
از جمله فقيه گنجى شافعى در باب 57 كفاية الطالب فى مناقب على بن أبي طالب عليه السّلام بعد از نقل اخبارى مسندا خبر حذيفة بن اليمان را كه ديگران از علماى شما هم نقل نمودهاند ذكر نموده كه روزى عمر با او ملاقات نمود و سؤال كرد چگونه صبح كردى حذيفه گفت .
اصبحت و اللّه اكره الحقّ و احبّ الفتنة و اشهد بما لم اره و احفظ غير