تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
شرح نهج البلاغه و ديگران در تمام امور ملك و مملكت و مخصوصا لشكركشيها خليفه عمر با أمير المؤمنين على عليه السّلام شور مىنمود و مطابق دستور آن حضرت رفتار ميكرد . علاوه بر اينها فتوحات اسلام در هر دوره و زمان تفاوت پيدا مينمود . قسمت اول فتوحات اوليهء اسلام در زمان خود خاتم الانبياء بوده كه رهين منت شخص شخيص أمير المؤمنين على عليه السّلام ميبود چه آنكه گفته‌اند .
سياهى لشكر نيايد به كار * كه يك مرد جنگى به از صد هزار
و آن مرد جنگى كه مايه فخر و مباهات اسلام و مسلمين و وجودش سبب فتح و پيروزى لشكر اسلام بود أمير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام بود كه اگر در جنگى حاضر نميشد فتح حاصل نميگرديد چنانچه در خيبر كه آن حضرت درد چشم داشت و نميتوانست بميدان برود پىدرپى مسلمين شكست خوردند تا زمانى كه آن حضرت بدعاى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شفا يافت و حمله بدشمن نمود و فتح قلاع خيبر بدست آن حضرت واقع شد . و در غزوه احد كه مسلمين همگى فرار نمودند فقط على عليه السّلام بود كه به يارى پيغمبر استقامت نمود تا منادى غيبى ندا در داد لا سيف الّا ذو الفقار لا فتى الّا علىّ « 1 » . و امّا قسمت دوم فتوحات بعد از وفات خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد كه تماما رهين منت شجعان نامى و سرداران زبردست بزرگ اسلام و نقشه‌كشى و كاردانى آنها بوده است كه در ميدانهاى جنگ مقابل دشمنان قوى شجاعت و فداكارى و جان بازى مىنمودند تا بر آنها غالب مىآمدند . ولى صحبت ما در اطراف فتوحات اسلامى نبوده كه در زمان خلافت خلفاء مخصوصا زمان خليفه عمر واقع شد بلكه در موضوع شدت و شجاعت و غلظت شخصى خليفه عمر بن الخطّاب بود كه عرض كردم در تاريخ سابقه ندارد . حافظ - اين اهانت نيست كه شما ميفرمائيد خليفه عمر رضى اللّه عنه از ميدان جنگ
هامش
( 1 ) نيست شمشيرى مگر ذو الفقار و نيست جوانمردى مگر على عليه السّلام .