عنه الفتاوى كما قال عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه فى عدّة مواطن لو لا علىّ لهلك عمر - و قال صلّى اللّه عليه و آله اعلم امّتى على بن أبي طالب « 1 » .
پس با اين مختصر بيانى كه بمقتضاى وقت مجلس نموديم تصديق ميفرمائيد كه در مناظرات دينى و مباحثات علمى ابدا شدت و غلظتى از خليفه عمر ديده نشد بلكه خود اقرار و اعتراف بعجز داشته و تصديق مىنموده كه على عليه السّلام فريادرس او بوده و از مهالك او را نجات ميداده تا آنجا كه متعصّبين از علماء شما مانند ابن حجر مكى در فصل سيم صواعق محرقه نقلا از ابن سعد آورده كه عمر ميگفت أ تعوّذ باللّه من معضلة ليس لها ابو الحسن يعنى عليّا « 2 » .
در ميدانهاى جنگ شجاعت و رشادتى از خليفه عمر ديده نشد
و اما در معارك و ميدانهاى جنگ هم هيچ تاريخى نشان نميدهد كه خليفه عمر شخصا شدت و شجاعت و رشادتى از خود نشان داده باشد بر عكس به حكم تاريخ و بيان مورخين فريقين هرگاه در مقابل لشكرى بزرگ يا مردمان قوى و پرزور از كفار قرار ميگرفت ترك مقاومت مينمود كه در اثر عمل او مسلمين فرار نموده و شكست بر لشكر اسلام وارد مىآمد .
حافظ - كمكم بىلطفى را از نزاكت خارج نموديد و به مثل خليفه عمر رضى اللّه عنه كه فخر مسلمانان است و در زمان خلافت او فتوحات بزرگى نصيب مسلمانان گرديده و در همهء جنگها بوجود او لشكر اسلام فاتح شدند اهانت نموده و آن بزرگوار را جبون و فرّار و وجودش را باعث شكست مسلمانان قلمداد مينمائيد آيا سزاوار است مثل شما شخص شريفى تا اين اندازه اهانت بمردمان بزرگى مانند خليفه عمر رضى اللّه عنه كه مايهء فخر و مباهات و افتخار مسلمين است بنمائيد و ما هم گوش بدهيم و حرف نزنيم .
داعى - خيلى اشتباه فرموديد و تعجب است كه در اين چند شب هنوز كما
هامش
( 1 ) اصحاب پيغمبر ( ص ) در احكام قرآن مراجعه بعلى ( عليه السّلام ) مىنمودند و اخذ فتاوا از او ميكردند چنانچه عمر بن الخطاب در محلهاى عديده ميگفت اگر على نبود هلاك شده بودم و رسول اكرم ( ص ) فرمود اعلم و داناترين امت من على بن أبي طالب است .
( 2 ) به خدا پناه ميبرم از معضله و امر پيچيدهاى كه ابو الحسن يعنى على در او نباشد .