ينبغى داعى را نشناختهايد گمان مينمائيد كه ممكن است داعى روى هواى نفس و حبّ و بغض جاهلانه و بدون دليل و برهان تعريف يا تقبيحى از اشخاص بنمايم خاصه نسبت باشخاصى كه معروفيت در تاريخ دارند و لو از هر طبقه باشند .
فقط عيب بزرگى كه در اين قبيل مجالس موجود است و قرنها به همين جهات بين مسلمانان اسباب بدبختى گرديده سوء نظر و گمانهاى بد است كه بر خلاف دستور قرآن مجيد از مسلمانان ظاهر ميگردد با اينكه صريحا در آيه 12 سوره 49 ( حجرات ) ميفرمايد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
« 1 » .
چون اين جملاتى كه عرض كردم از دهان يك فرد شيعه بيرون آمده لذا با نظر بدبينى تصور اهانت نموديد و حال آنكه مطلب غير از اينست كه شما گمان نموديد زياده بر آنچه علماء و مورخين خودتان نوشتهاند چيزى نگفتم .
بديهى است ما و شما در ازمنهء ماضيه نبودهايم ولى به حكم عقل بايستى قضاوت نيك و بد افعال اشخاص را روى صفحهء تاريخ بنمائيم .
بازهم بيان حقيقت
اينكه فرموديد داعى نسبت بخليفه عمر اهانت نمودم ( ببخشيد ) اينجا مغلطه نموديد يا خواستيد به اين جمله تحريك اعصاب مخالفين نمائيد .
و حال آنكه صحبت ما راجع بخليفه جنبهء اهانت نداشت بلكه حكايت عين واقع ثبت در تاريخ را بيان نمودم و زياده از آنچه علماء و مورخين بزرگ خودتان نوشتهاند چيزى نگفته و نميگويم ناچارم پرده را بردارم و مطلب را مشروح و واضحتر بيان نمايم تا بدبينى از ميان برود .
اينكه فرموديد فتوحات عاليهء اسلام رهين منت وجود خليفه عمر است احدى انكار اين معنى را ننموده كه در دوره زمامدارى عمر اسلام بفتوحات عاليه نائل آمده ولى در عين حال نبايد فراموش نمود كه بشهادت و إقرار علماى بزرگ خودتان از قبيل قاضى أبو بكر خطيب در تاريخ بغداد و امام احمد حنبل در مسند و ابن ابى الحديد در
هامش
( 1 ) اى اهل ايمان زياد دورى نمائيد از ظن و گمان بد كه برخى از گمانها معصيت است