تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
معرض حملهء دشمنان بود . ثانيا بنابر آنچه طبرى در جزء سيم تاريخ خود نوشته أبو بكر از حركت آن حضرت خبر نداشته بلكه وقتى نزد على عليه السّلام رفت و از حال آن حضرت جويا شد على عليه السّلام فرمود بغار رفتند اگر كارى دارى نزد آن حضرت بشتاب . ابى بكر شتابان رفت در وسط راه به آن حضرت رسيد و ناچار باتفاق آن حضرت رفتند . پس معلوم مىشود كه حضرت او را با خود نبرد بلكه او بىاجازه رفت و از وسط راه با آن حضرت رفت . بلكه بنابر اخبار ديگر بردن ابى بكر تصادفى و از خوف فتنه و خبر دادن بدشمنان بوده چنان كه علماء منصف خودتان اقرار به اين معنى دارند كه از جمله شيخ ابو القاسم بن صباغ كه از مشاهير علماى خودتان است در كتاب النور و البرهان در حالات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از محمّد بن اسحاق از حسّان بن ثابت انصارى روايت نموده كه قبل از هجرت آن حضرت جهت عمره بمكّه رفتم ديدم كفّار قريش سبّ و قذف مينمايند اصحاب آن حضرت را در همان اوان امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عليّا فنام فى فراشه و خشى من ابن ابى قحافة ان يدلّهم عليه فاخذه معه و مضى الى الغار « 1 » . ثالثا خيلى بجا بود محلّ استشهاد و جهت فضيلت را در آيه بيان مىنموديد كه مسافرت و همراه بودن با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه دليلى بر اثبات خلافت دارد . شيخ - محل استشهاد معلوم است اوّلا مصاحبت با رسول اللّه و اينكه خداوند او را مصاحب رسول اللّه ميخواند ثانيا آنكه از قول آن حضرت كه خبر ميدهد انّ اللّه معنا ثالثا نزول سكينه از جانب خدا در اين آيه بر ابى بكر بزرگ‌تر دليل شرافت است و مجموع اين دلائل اثبات افضليّت و حق تقدم خلافت را براى او مينمايند . داعى - البته احدى انكار مراتب ابى بكر را نمىنمايد كه او پيرمرد مسلمان و از كبار اصحاب و پدر زن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده ولى اين دلائل شما براى اثبات فضيلت خاص و حق تقدم در خلافت مكفى نميباشد . اگر بخواهيد در مقابل بيگانهء بىغرضى با بياناتى كه در اطراف اين آيه شريفه
هامش
( 1 ) امر كرد رسول خدا على عليه السّلام را كه در فراش آن حضرت بخوابد و خوف داشت از اينكه ابى بكر كفار را دلالت و راهنمائى كند برسول خدا پس او را مصاحب خود قرار داده و بجانب غار روانه شدند .